همچنين يكى از شعراء جاهليت گويد معناى شعر گمان ندارم در اطراف مكه ، خانه آشكارى باشد براى خداى تعالى كه مردم بدان سو متوجه شوند همچنين ابن زبرقان گويد رهيبه جز سيد صمد نيست رهيبه نام شخص است و صمد شاهد مثال است كه به معناى مورد توجه مردم آمده است .
و نيز سداد بن معاويه در باره حذيفة بن بدر گويد معناى شعر آنست كه شمشيرى را بر بالاى سرش بلند نموده گفتم اى حذيفه آن را بگير كه تو سيد و مورد توجه هستى و مانند اين مثالها بسيار است و حق تعالى سيد صمد است مفاد آنست كه همه مخلوقات از جن و انس در اظهار حاجتهاى خود به او متوجه هستند و در گرفتاريها به او پناه مىبرند و از او اميد رفع حاجت دارند .
راجع به معناى كلمه صمد كه صفت كبريائى است و در سوره اخلاص آمده است دو دسته روايات وارد شده يكى دو روايتى است كه مرحوم كلينى قدس سره نقل نموده است كه صمد را به معناى مورد توجه و نياز تفسير نموده يعنى حق تعالى غنى بالذات و بىنياز است و همه موجودات به او نيازمند هستند و در حوائج خود به او متوجه خواهند بود .
دسته دوم رواياتى كه صمد را به معناى توپر و محكم تفسير نموده در مقابل مخلوق كه اجوف و ميان تهى و وجود آن عاريتى است و در صورتى كه معناى صمد توخالى و اجوف نباشد يعنى مخلوق نباشد از نظر اينكه در او شائبه نقص و امكان و تزلزل نخواهد بود اين معنا صحيح است بالاخره مفاد صمد بر اين تقدير همان وجوب وجود و بساطت وجود است كه در آن شائبه نقص و امكان نباشد .
خلاصه مفاد جمله فهو واحد صمد قدوس آنست كه ساحت كبريائى فقط واحد حقيقى و بسيط است و نيز صمد و ذات كبريائى او محكم و شائبه نقص و عجز و امكان در ساحت او نبوده و فرجه و نقص و تيرهگى در كبريائى او نخواهد بود .
و همچنين قدوس في وحدته يعنى در وحدت حقيقى او هرگز شائبه امتزاج
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٨٣