قوله ( ع ) : و الوجه الذى يؤتى منه :
مفاد روايت آنست كه ساحت كبريائى هر يك از اوصياء و اعراف را وجه قدس كبريائى خود معرفى فرموده كه بشر چنانچه بخواهد بر حسب اداء وظيفه در مقام شكر و سپاسگزارى برآيند و باصول توحيد معتقد شوند بايد باوصياء طاهرين ( ع ) توجه نمايند و از طريق توجه و استفاده از تعليمات آنان مىتوانند بمعارف الهى آشنا شوند و طريقه عبوديت و شكرگزارى را بيابند .
صراط كبريائى در حقيقت از نظر علم عبارت از ايمان بوحدانيت ساحت كبريائى و از نظر عمل عبارت از انقياد و اعتدال در قواى شهوت و غضب است و در همه مراحل بايد در اثر تبعيت و پيروى از برنامه اوصياء باشد حديث تاسع از باب معرفة الامام و الرد اليه .
قوله عليه السلام : ان اللَّه تبارك و تعالى لو شاء لعرف العباد نفسه و لكن جعلنا ابوابه و صراطه :
حرف لو در مورد امتناع به كار ميرود مبنى بر اينكه ساحت كبريائى هرگز شايسته نيست كه عموم بشر را فقط از طريق فطرت آنان را بوحدانيت و صفات قدس و كبريائى خود هدايت و رهنمائى فرمايد از نظر اينكه نيروى عاقله بشر از صفر شروع نموده و همه مراحل دانش آنان اكتسابى است و بشر بر حسب حكم فطرت خداشناس است ولى كافى نيست بلكه حكم فطرت به منظور الزام به پىگيرى و بتحقيق در باره وحدانيت و صفات واجبه كبريائى و اصول توحيد و عقايد است و بايد بشر به حكم فطرت از طريق تعلم و آموزش از رسول صلّى اللَّه عليه و آله و اوصياء عليهما السلام راه خداشناسى را بياموزند .
به اين منظور ساحت كبريائى اوصياء عليهم السلام را صراط و وسيله تعلم و آموزش معرفى نموده و عموم بشر بايد از برنامه تعليمى آنان استفاده نمايند و از نظر موهبت
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٦٠