بهشت نخواهد شد جز آنان كه اوصياء را بشناسند و آنان نيز او را بشناسند همچنين داخل دوزخ نخواهد شد جز كسانى كه اوصياء را انكار نمايند و آنان نيز او را انكار نمايند اوصياء ( ع ) بندگان عارف باللَّه هستند پروردگار نيز آنان را معرفى ميفرمايد و آنان را در آيات كريمه توصيف فرموده
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
و هم الشهداء على الناس و النبيون شهداء لهم .
بر حسب آيه
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ
2 - 143 مراد وسطيت در فيوضات تكوينى و تشريعى بطور اطلاق است باينكه در همه عوالم سبقت و فضيلت وجودى برسولان و سلسلهء موجودات دارند .
و گفته شده مراد وسطيت در آراء علمى و وسط ميان غلو و تقصير و ميان تقصير و تعطيل و تشبيه در ذات و صفات قدس كبريائى است و نيز به لحاظ افراط در عبادت از نظر جبر و تفويض و نيز به لحاظ وسطيت در افراط و تفريط اخلاقى و عملى مانند و بلاهت و تهور و جبن و فجور و خمول است .
بالاخره وسط حد فاصل مكانى است كه نسبت به همه جوانب يكسان باشد و نظر صحيح آنست كه وسطيت به لحاظ فيوضات تكوينى بطور اطلاق ميان ساحت كبريائى و موجودات مىباشد و در هر يك از عوالم ظهور خاصى خواهد داشت در آخرت به صورت نظارت در باره صراط است كه اهل بهشت را از دوزخيان تميز دهد .
قوله عليه السلام . ان اللَّه تبارك و تعالى لو شاء يعرف العباد نفسه و لكن جعلنا ابوابه و صراطه و سبيله و الوجه الذى يؤتى منه .
امير مؤمنان ( ع ) ميفرمود از نظر رحمت بر عموم بشر و صفت ربوبيتى كه بايد ساحت كبريائى خود را به بشر تعريف نمايد و صفت آفريدگار خود را بعموم مردم اعلام نمايد و آنان را دعوت فرمايد بقيام اداء وظايف عبوديت و سپاسگزارى از نعمت آفرينش و بالاخره عموم مردم بمقام كبريائى آشنا شوند و بوحدانيت ذات قدس