تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
قوله عليه السلام : و على عن اتخاذ الابناء و تطهر و تقدس عن ملامسة النساء و عز و جل عن مجاورة الشركاء : مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى از نقص و قصور است كه براى رفع حاجت خود فرزندانى را ايجاد نمايد كه جانشين او باشند و همچنين منزه است از حاجت و نياز بهمسر و از مجاورت و رفاقت و انس با هم‌نشينان زيرا احتياج به فرزند و همسر و هم‌نشين در اثر قصور وجود و محدوديت فكر و وحشت از انفراد در زندگى است و از لوازم محدوديت وجود عاريتى آنست و ساحت كبريائى جامع خيرات و فيوضات و بهجت‌ها و سرور است و نيز سبب انس و سرور و سعادت مىباشد و همه موجودات امكانى آثار صفات كمال واجب اويند . قوله عليه السلام : فليس له فيما خلق ضد و لا له فيما ملك ند و لم يشركه في ملكه احد : از جمله نتايج و آثارى كه بر تنزه ساحت پروردگار مترتب مىشود به آنست كه هرگز مخلوق و آفريده او ضد و منافى و يا مانند كبريائى او نخواهد بود همچنين مخلوق و آفريده‌اى نمىتواند در خلقت و در فرمانروائى او دخالت نموده و با كبريائى او معارضه نمايد زيرا فعل و اثر هرگز منافى و معارض با خالق نخواهد بود قوله عليه السلام : الواحد الاحد الصمد المبيد للأبد و الوارث للأمد شرح وحدت و احديت كبريائى گذشت و اينكه ابديت ساحت او عين ازليت او است و امد او عين ابتداء و هميشه و بطور دايم ازل و ابد او يكسان است زيرا ساحت كبريائى بطور دائم ذات واحد و أحد بوده قبل از اينكه صحنه امكانى را بوجود آورد و اصل همه آنها و آفريدگار ما سواء و غايت و منتهى خلق و كمال بوده و وارث موجودات خواهد بود و ما سواء كبريائى فانى بالذات و باطل هستند .