زيرا علم فعلى ساحت او بصلاح كافى و علت تام است براى ايجاد خواسته خود همچنين خلق و صدور امر بر اثر علم فعلى بصلاح مىباشد اثر و فعل صادر از مقام كبريائى فقط خلق و آفرينش است كه از آن تعبير بعلم به صلاح مىشود و يگانه رابطه با موجودات است و ظهور صفات كبريائى نيز از طريق آفرينش است
قوله عليه السلام : لا بالتفكير في علم حادث اصاب ما خلق :
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى از عجز و قصور است مانند بشر كه فعل اختيارى او بر اساس فكر و تصور و انديشه باشد نيست و بدون آن هرگز نميتواند عملى را انجام دهد و ساحت كبريائى منزه از عجز و قصور است از نظر اينكه علم فعلى بصلاح از شئون ذات و ابدى بوده هرگز نياز بفكر و تصور و تصديق بصلاح نخواهد بود هم چنان كه علم و قدرت بشر بفكر و انديشه و تصور و تصديق بصلاح است ساحت پروردگار منزه از نقص و قصور است و هر خلق نمونه و مسطوره علم فعلى او است .
قوله عليه السلام : و لا شبهة دخلت عليه فيما لم يخلق :
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى است از اينكه بر او خاطره تزلزل و شبههاى عارض شود و شاهد آنست كه علم او زايد بر ذات و تحصيلى و اكتسابى خواهد بود بلكه از نظر اينكه علم فعلى ذاتى و از شئون كبريائى است هر چه را كه اراده پروردگار به آن تعلق بيابد ظهور صلاح آنست و بدون تزلزل و ترديد و بطور قاطع تحقق خواهد يافت و هر چه را خلق ننمايد نه از نظر تزلزل و ترديد بوده بلكه بطور قاطع مورد مشيت قرار نگرفته است و حدوث شبهه و تزلزل اثر نيروى واهمه است كه از نظر قصور قوه عاقله نتواند بطور قاطعيت به امرى اقدام نمايد و در صلاح و يا امكان آن تزلزل و ترديد نمايد بالاخره فاعل مختار را از اقدام به عمل باز ميدارد از نظر اينكه در يقين ترديد نمايد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٨٧