و اراده او قاهر بر موجودات مىباشد و علو مقام آفريدگار از نظر بعد مكانى نيست بلكه از نظر قيمومت او نسبت به همه موجودات و همه در وجود قائم باويند و هر لحظه محتاج بفيوضات او هستند .
قوله ( ع ) : ليس له حد ينتهى الى حده :
زيرا حد عبارت از قدر و اندازه وجود و قدرت است هم چنان كه حد خط نقطه است و حد سطح خط است و همچنين حد منطقى ندارد و عبارت از جنس و فصل از نظر بساطت وجودى و كبريائى او و اينكه وجود او واجب همچنين از جميع جهات و آثار واجب مىباشد در ساحت او شائبه نقص و امكان نخواهد بود
قوله ( ع ) و لا له مثل فيعرف بمثله :
زيرا موجود مركب از جنس و فصل مثل و مانند خواهد داشت و ساحت آفريدگار واحد حقيقى و بسيط و صرف وجود است .
قوله ( ع ) : ذل من تحير غيره و صغر من تكبر دونه :
هر موجود و آفريدهاى به پيشگاه عظمت خالق اظهار مذلت و حاجت خواهد نمود و هر كه در برابر عظمت او اظهار مخالفت و تمرد نمايد مورد تهديد و عقوبت قرار خواهد گرفت زيرا كه مخلوق ذليل و زبون است .
قوله ( ع ) : و تواضعت الاشياء لعظمته و انقادت لسلطانه و عزته :
همه موجودات براى عظمت كبريائى او اظهار مذلت حاجت مىنمايند و در برابر فرمانروائى و حاكميت او منقاد و مطيع خواهند بود زيرا خالق و آفريدگار همه موجودات و منتهى اليه همه آنها است همه بسوى او در حركت هستند بشر را آفريده است به منظور اينكه او را بشناسند و در مقام اظهار عبوديت ساحت او برآيند و بصفات كمال او متشبه شوند و بسپاس نعمت آفرينش بر آيند .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٣٥