قوله ( ع ) : الحمد للَّه اللابس الكبرياء بلا تجسيد و المرتدى بالجلال بلا تمثيل :
بيان اختصاص كبريائى و عظمت نامتناهى بساحت قدس ربوبى است او مستحق اظهار عظمت از هر موجود و مخلوقى است كه ساحت او را بعظمت ياد آور زيرا كمال وجودى اختصاص بذات كبريائى او دارد و از پرتو و فيوضات وجود او هر موجودى بهرمند مىشود علم و احاطه او به همه موجودات به جزئيات و كليات آنها است و چيزى از احاطه علمى او خارج نبوده و عالم است باينكه جز ساحت قدس او مستحق صفت عظمت و كبريائى نخواهد بود و هر كمال وجودى كه بموجودات افاضه شده پرتوى از فيوضات او است كبريائى و جلال را براى ساحت خود برگزيده است هم چنان كه فرمود
( لا إله الا هو الكبير المتعال )
مبنى بر حصر عظمت و علو مقام بساحت آفريدگار جهان است كه بر هر موجود و آفريده احاطه علمى و قيوميت دارد .
و مفاد بلا تجسيد آنست كه عظمت و كبريائى نه از نظر اجسام و مقادير و اوضاع است بلكه ساحت او منزه از جسمانيت و صفات محدوديت است و اعلى و اشرف بر حسب حقيقت تاثير وجودى از هر مخلوق و آفريدهاى است بلكه عظمت و كبريائى او از نظر وجوب وجود و فيوضات دائم او است .
قوله ( ع ) و المستوى على العرش به غير زوال و المتعالى على الخلق بلا تباعد منهم و لا ملامسة منه لهم .
بر عرض كبريائى و تدبير جهان احاطه دارد و هرگز زوال پذير نخواهد بود زيرا از مقوله احاطه جسم نبوده كه هر لحظه زوال پذير باشد از نظر محدود بودن و متناهى بودن احاطه و بر خلق و موجودات علو مقام دارد از نظر اينكه خلقت و پيدايش موجودات و قيمومت بر آنان اختصاص بساحت آفريدگار دارد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٣٤