بىبهره از سعادت گشته در صورتى كه حجت بر همه تمام شده است .
قوله ( ع ) : و قطع عذرهم بالحجج فعن بينة هلك من هلك و بمنه نجى من نجى :
اعزام رسولان دعوت عموم مردم بدين توحيد و مكتب خداپرستى به منظور آنست كه حجت بر همه تمام باشد و با دليل و برهان هر كه خواهد بسعادت نائل شود و همچنين با دليل هر كه خواهد از طريقه فطرت و خرد و دعوت رسولان سرپيچى نمايد زيرا سير و سلوك و حركت جوهرى و ذاتى بشر بر اساس علم و اختيار نهاده شده و قاصر و مستضعف كه قصور فكرى دارد مورد ترحم قرار خواهد گرفت .
بالاخره هلاكت و شقاوت و همچنين نجات و سعادت بر اساس اختيار نهاده شده است با توجه باينكه اساس سعادت و نجاح و نجات از مهالك نفسانى و روانى و گناهان همانا فضل ساحت آفريدگار مىباشد زيرا هر چه بشر دارد فضل بر فضل است و از خود فاقد همه خيرات مىباشد .
زيرا وجود و قدرت و وسايل سعى و سير و سلوك طريق سعادت و نجات همه آنها بموهبت آفريدگار است و در هيچ يك اهل ايمان دخالت مستقيم نخواهد داشت و اعلام فضل پروردگار هميشگى است از آغاز و هر لحظه در حيطه قيمومت آفريدگار راه طولانى اصلاب و ارحام را پيموده است و اختصاص بزندگانى در دنيا نداشته بلكه در عوالم سابق پيوسته مورد فضل قرار گرفته تا هنگامى كه در نظام وجود سهمى يافته و به او اختصاص داده شده كه خود شخصا هر لحظه مورد عنايت و فضل زياده بر استحقاق قرار گرفته است ولى با توجه باينكه فضل كبريائى در مورد قابل و شايسته خواهد بود و بطور گزاف نيست .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٣٢