تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بر اين اساس صدق اوليت ساحت كبريائى بر موجودات به لحاظ صفت خالقيت و ربوبيت است و تقدم ذاتى و اوليت حقيقى از شئون خالق نسبت به مخلوق است كه در اثر فيض وجود از كتم عدم آن را بعرصه هستي در آورد و به آن بطور عاريت وجود ارزانى بدارد و پس از پايان مدت زندگى از پرتو وجود و فيض هستى آن را بىبهره نمايد . هم چنان كه وجود وابسته بفاعل و علت فاعلى است همچنين وابسته به علت غائى خواهد بود و لازم است كه علت فاعلى نيز علت غائى باشد زيرا علت فاعلى موجود حقيقى قائم بذات است علت غائى نيز همان موجود حقيقى باشد زيرا دو موجود حقيقى كه منزه از ماهيت و حدّ وجودى باشد محال و ممتنع است و دو موجود واجب محال است . نتيجه اينكه ساحت كبريائى اول و آخر است يعنى علت فاعلى و نيز علت غائى مىباشد و علت فاعلى كه موجودى را ايجاد نمايد به منظور اينكه به او منتهى شود و بسوى او باز گردد و چنانچه واجب ديگرى باشد كه بسوى او باز گردد لازم مىآيد كه غرض از ايجاد ارجاع به غير باشد و خلف فرض آفرينش است و لا محاله علت فاعلى موجودى را كه بوجود بياورد به منظور آنست كه به علت فاعلى و نيز سبب غائى كه خود مىباشد باز گردد . چنانچه گفته شود چگونه مىشود علت فاعلى سبب غائى نيز باشد در صورتى كه علت فاعلى قبل و از آن فعل و اثر منبعث مىشود و سبب غائى بعد از تحقق فعل و اثر خواهد بود جمع آن دو شايسته نيست و بايد علت فاعلى مغاير با علت غائى باشد . پاسخ آنست كه علت فاعلى در زمانيات و موجودات مادى از نظر اينكه فعل و حركت است بايد تقدم داشته باشد و علت غائى متأخر باشد از فعل و اثر ولى در مواردى كه فوق عالم حركت و ماده باشد فاعل و غايت متحد خواهد بود .