تفوق ذاتى دارد و رابطه محكمتر از خلق و آفرينش نيست از اين رو خالق بر مخلوق علو ذاتى و تفوق وجودى خواهد داشت و به هيچ چيز اين رابطه و تفوق زوال پذير نخواهد بود .
و نظر باينكه رابطه آفرينش مرموز و معنوى و ذاتى است قرب و بعد مكانى و يا تماس و وضع و چگونگى در آن هيچ گونه دخالت نخواهد داشت زيرا ساحت كبريائى خالق بوجود حقيقى و منزه از نقص است .
قوله عليه السلام : ليس له حد ينتهى الى حده :
نظر باينكه ساحت كبريائى موجود حقيقى و صرف وجود است حد او بىحدى است بدين جهت نهايت و غايت براى او تصور نميرود جنس و فصل و نوع كه لازم وجود محدود است و ساحت كبريائى منزه از ماهيت و حد و نواقص امكانى است بدين جهت علو و تفوق ذاتى بر موجودات امكانى دارد .
بالاخره چه به لحاظ وجوب وجود و چه به لحاظ قدرت و احاطه وجودى و علمى نامحدود و نامتناهى است .
قوله عليه السلام : و لا له مثل يعرف بمثله :
نظر باينكه ساحت كبريائى موجود حقيقى است و ماهيت و حد وجودى ندارد بدين جهت بسيط حقيقى است و مركب از جنس و فصل و يا نوع نخواهد بود بر اين اساس مثل و مانند كه در جنس و فصل و يا در نوع با موجودى شركت داشته باشد محال است و مفهوم ندارد و ذات كبريائى واحد حقيقى واحد ذاتى است و منزه از مثل و مانند است .
قوله عليه السلام : ذل من تجبر غيره و صغر من تكبر دونه .
هر موجودى كه برابر كبريائى او اظهار قدرت و نيرومندى نمايد خوار و ذليل است و هر كه اظهار كبر و بزرگى نمايد زبون و خوار خواهد بود زيرا حاجت و فقر هر موجودى را فرا گرفته و او را از كمال و قدرت بىبهره نموده است .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢١٧