بوده مانند ساير صفات ذاتى و فعلى او زيرا صفت ازل به معناى دوام و بقاء هميشگى نيست كه از شئون زمان و زمانيات و از عوارض و تشخصات موجودات طبع است .
بلكه ازل صفت ذاتى و وجودى كبريائى و عين ذات و ساير صفات ذاتى است و حقيقت واحد حقيقى و صرافت وجود ازليت او است كه احاطه بر ممكنات دارد از جمله زمان و زمانيات است كه در حيطه قيوميت ساحت كبريائى مىباشد و جهان طبع و زمان و موجودات و زمانيات مندك مانند نقطه فرضى است بقياس ازليت كبريائى .
قوله عليه السلام : و دوامه ردع لطامحات العقول .
بيان آنست كه دوام ابديت ساحت كبريائى عقول اهل ايمان را باز ميدارد اينكه در باره دوام و هميشگى و چگونگى دوام تسلسل و بقاء ذات تفكر نمايد و بيانديشند زيرا دوام حقيقى و ازلى غير از دوام و ادامه وجود زمانى است كه بر اساس تسلسل الى بىنهايت ادامه بيابد كه بر تفكر و خرد مشكل و بىاساس به نظر بيايد بلكه دوام صفت ازل از صفات كبريائى و ذاتى است و عين حقيقت وجود و صرافت وجودى ازليت و ابديت است زيرا موجود حقيقى قائم بذات خود هرگز تزلزل و يا زوال پذير نخواهد بود .
و همانطور كه كنه و حقيقت وحدت حقيقى و صفات كبريائى مجهول الكنه است به همين قياس صفت ازلى و ابدى بودن و قيام ابدى بذات نيز بر فكر و خرد سخت و دشوار بلكه محال است .
قوله عليه السلام : قد حسر كنهه نوافذ الابصار و قمع وجوده جوائل الاوهام :
بيان آنست كه درخشندگى نور عظمت ساحت كبريائى نيروى بينائى را از ديدگان اهل بصيرت ربوده و باز داشته از اينكه افكار دقيق خردمندان به كار افتد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٠