از طريق وسايل بينائى و يا شنوائى حسى نخواهد بود زيرا احاطه از طريق نيروى بينائى و شنوائى مانند بشر از لوازم امكانى است و ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان است .
گذشته از اينكه چنانچه براى احاطه علمى و شهودى نياز بوسيله باشد تركيب و احتياج لازم مىآيد و هر دو از لوازم امكانى است و ساحت كبريائى در هيچ يك از جهات ذات و يا صفات و يا افعال خود و آثار و خلق و ايجاد شائبه نقص و امكان نخواهد بود بلكه هم چنان كه ذات كبريائى واجب و قائم بذات كبريائى است همچنين در همه صفات و آثار و افعال او نيز واجب و مستقل بدون اينكه در آن شائبه نقص و امكان و تركيب باشد .
قوله عليه السلام : و الشاهد لا بمماسه :
از جمله صفات و توحيد افعالى كبريائى آنست كه علم شهودى و احاطه علمى دارد بموجودات بدون اينكه با آن موجود خارجى تماس طبيعى داشته باشد هم چنان كه بشر در اثر به كار بردن نيروى بينائى و يا شنوائى ميتواند با موجود خارجى تماس داشته و بفهمد و موجودى را بشناسد و يا كلامى را بشنود .
و ساحت كبريائى منزه از نقص عضو حسى بينائى و شنوائى است بلكه از نظر احاطه علمى و قيوميت او بر موجودات و ممكنات احاطه شهودى دارد .
و قبلا اشاره شد كه موجودات امكانى مرتبهاى نازل از ظهور علم و شهود ساحت كبريائى است مانند سايه و شاخص و پيوسته در محور قائم بذات و در پرتو او نمونهاى از كمالات كبريائى را ارائه ميدهد .
با توجه به اين نكته آنچه را كه بشر مشاهده نمايد و مورد تماس نيروى بينائى و يا شنوائى و غير آن قرار دهد آنچه مورد مس و تماس قرار گرفته غير از وجود ذهنى و ادراكى است كه حاضر در نفس شاهد است و از مراتب وجود شاهد معرفى مىشود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٦٧