تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
قوله عليه السلام : و الباطن لا باجتنان : از جمله صفات ساحت كبريائى آنست كه مخفى و پنهان از آگهى بشر است ولى نه از نظر اينكه با حائلى از انظار دور و پنهان شده بلكه از نظر شدت ظهور مانع است كه نيروى احاطه بتواند بر آن احاطه بيابد مانند خورشيد تابان كه هرگز نيروى بينائى نميتواند به آن نظر افكند . قوله عليه السلام : و الظاهر البائن لا بتراخى مسافة . از نظر اينكه منزه از ماده و جسمانيت است نميتوان به او نزديك شد و دورى او نه از نظر بعد مكانى است بلكه از نظر شدت و ظهور كبريائى و نقص و ضعف موجودات است كه نميتواند بر او اشراف يابد و بينونت ذاتى و علو مقام كبريائى مانع است از اينكه بشر بتواند طريقى به پيمايد و دورى و بينونت را رفع نمايد بلكه بينونت ميان موجود قائم بذات و موجود وابسته به غير است . قوله عليه السلام : ازله نهيه لمجاول الافكار : دوام و ازلى كبريائى او مانع است از اينكه بشر در باره او فكر و انديشه خود را جولان دهد و در وجود و ازليت او فكر به جائى برسد و بكنه و حقيقت او ديده بگشايد . زيرا دوام و ازليت او از مقوله زمان نيست تا اينكه نهايت براى آن فرض نشود زيرا صفت ازلى فوق زمان است و احاطه حقيقى و قيومى بر زمان و زمانيات دارد و زمانيات سيار است بلكه وجود و حقيقت او ازليت و ابديت و مجهول الكنه است كه فكر بشر قاصر است از درك اين حقيقت . قوله عليه السلام : و دوامه ردع لطامحات العقول : عقول بشر هرگز بر دوام و ازليت او قدرت درك و فهم ندارد زيرا دوام او از مقوله لاتناهى زمان نيست بلكه دوام و بقاء او مانند ازليت و سرمديت او مجهول