قوله عليه السلام : موجود لا بعد عدم :
ساحت پروردگار موجود دايم و ازلى و ابدى است و فرض عدم او محال است .
قوله عليه السلام : فاعل لا باضطرار مقدر لا بحركة :
هر خواسته خود را به اختيار انجام ميدهد و هرگز بر او قوه قهريه كه او را ناچار نمايد از انجام عمل و فوق او قاهرى باشد نخواهد بود بلكه او قاهر على الاطلاق است و همه ممكنات مقهور او هستند و در اثر احاطه علمى همه امور و حوادث را تقدير و اندازهگيرى مىنمايد قبل از تحقق آنها .
قوله عليه السلام : مزيد لا بهمامة سميع لا بآلة بصير لا باداة :
حوادث جهان بر حسب علم بصلاح اجراء مىنمايد و دستور آن را صادر مىنمايد زيرا عالم است بصلاح نظام و بر طبق علم خود و حكمت بالغه امور و حوادث جهان را اجراء مىنمايد و نظر باينكه بذات و صفات كامل كبريائى خود عالم است و آثار خلقت خود نيز علاقه و محبت خواهد داشت كه وفق نظام و كمال ربوبى تحقق پذيرد ، و نظام امكانى مسطورى از نظام و كمال ساحت كبريائى خود باشد و در اجراى اين منظور نياز به قصد تروى و فكر نخواهد بود .
زيرا حاجت از لوازم امكانى است و ساحت كبريائى منزه از نقص و يا شوق بامرى است كه آن را ايجاد نمايد خلاصه حب و محبت بذات كبريائى خود سبب مىشود كه امور و حوادث را بر طبق صلاح و نظام كامل اجراء نمايد بدون اينكه نياز و حاجت به قصد و يا شوق داشته باشد بلكه ذات كبريائى است از هر سو و مخلوق و آفريده است از سوى ديگر بدون اينكه واسطهاى در ميان باشد .
سميع لا بآلة
: احاطه علمى و شهودى دارد بامور و شنيدنيها قبل از اينكه تحقق پذيرد نه بطور حصولى و انفعال كه وابسته به نيروى سامعه است .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٢٧