تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ولى در خارج حقيقت همان وجود و فيض الهى است كه اصيل و در نظام جهان خودنمائى مىنمايد و داراى آثار ذاتى و طبيعى است و ماهيت عدمى و تيره‌گى است كه بهره‌اى از نورانيت وجود و فيض الهى نمىبرد . از اين بيان مفاد جمله معطوف و لا بائن منها نيز آشكار شد كه وجود و شخصيت هر موجودى به بهره وجود و هستى است كه به آن افاضه مىشود و آن را بنمايش در مىآورد و آثارى بر آن مترتب مىنمايد چگونه وجود و فيض الهى مبائن با موجودات خواهد بود بلكه حقيقت آنها است . بعبارت ديگر امتياز موجودات امكانى از ساحت ربوبى نه فقط از نظر فصل وجودى است زيرا هر يك از موجودات امكانى حصه و سهمى از وجود و نور هستى استفاده نموده‌اند بلكه امتياز بقيد عدمى است و موجود ممكن آميخته بقيد عدمى و ماهيت است . ولى وجود ساحت كبريائى حقيقت وجود و بساطت وجود در ذات و در جميع جهات واجب و بسيط است بلكه حقيقت تفاوت ميان خالق و مخلوق بامور عدمى است و مراتب نقصان و نقص كه در موجودات است . بالاخره اعدام و ماهيات آنها سبب امتياز ذاتى ممكنات از ساحت كبريائى مىباشد و دخول در اشياء از نظر احاطه و قيوميت است نه به معناى امتزاج كه صفت جسم است و نه به معناى دخول و جزئيت است . بلكه هر موجود امكانى بر حسب تحليل دو جزء خواهد داشت اصل طبيعت وجود و ديگر حد خاص كه از نظر قصور وجود و آميختگى آن بعدم و ماهيت است زيرا هرگز ماهيت بهره‌اى از وجود نخواهد داشت و جز حقيقت وجود باقى نمىماند و نظر باينكه هر يك از مراتب نقصان مصداق بعض معانى است كه به آنها ماهيت گفته مىشود . پس ممكن در اثر قيد عدمى از وجود واجب امتياز ذاتى خواهد يافت نه
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 125 | محمد حسينى همدانى نجفى