حقيقى و صفت بساطت وجودى در آن جارى است هم چنان كه گفته شده مقام كبريائى واجب الوجود و الصفات من جميع الجهات مىباشد و در حريم قدس شائبه امكان و نقص و يا كثرت نخواهد بود .
و مفاد جمله ربى لطيف اللطافة مبنى بر تأكيد وحدت و احديت و بساطت كبريائى است بطورى دقيق و مرموز است و همچنين هر يك از صفات ذاتى و فعلى او لطيف و مرموز است كه هيچ موجود امكانى برموز و خفاياى كبريائى او نخواهد آگاه گشت با تأكيد ديگرى كه اضافه به كلمه لطافت شده كه بر تأكيد و لطافت آن افزوده است .
قوله عليه السلام : قبل كل شىء لا يقال شىء قبله و بعد كل شىء لا يقال له بعد :
از نظر اينكه ساحت كبريائى مبدء پيدايش موجودات امكانى است و همچنين منتهى سير وجودى همه ممكنات مىباشد صدق قبل و يا بعد به لحاظ رتبه وجودى است كه موجود امكانى را نبايد با واجب الوجود قياس نمود و قياس اختصاص به دو موجود محدود دارد .
بعبارت ديگر پروردگار قبل و سبقت رتبى دارد و خالق موجودات امكانى و قيوم آنها است و موجودات ربط محض و قائم باويند .
و رابطه و قياسى نتوان فرض نمود جز اينكه وجود او واجب من جميع الجهات است از جمله صفات فعل توحيدى او صفت واجب و قيوم است و در طرف ديگر موجودات محدود بماهيات امكانى است بهره از هستى كه دارند مشوب به نقص و امكان است و از ساحت قيوم بهر يك هر لحظه افاضه مىشود .
قوله عليه السلام : شاء الاشياء لا بهمة دراك لا بخديعة :
بيان آنست كه صدور اراده و مشيت كبريائى از جمله صفات فعل توحيدى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٢٣