فيض ياب و اين چند شعر تيمّناً از ايشان در اين كتاب ثبت شد :
* * *
از آن ز صحبت ياران كشيده دامانم * كه صحبت دگرى مىكشد گريبانم
* * *
با من بودى مَنَتْ نمىدانستم * يا من بودى مَنَتْ نمىدانستم
رفتم چو من از ميان تو گشتى پيدا * تا من بودى مَنَتْ نمىدانستم »
آتشكدهء آذر ، ص 46
[ 5 ] « تذكرهء حسينى »
از تأليفات ميرحسين دوست سنبهلى و مجمعى مختصر از احوال و اشعار اولياى باصفا و ملوك و فضلاء و شعرا به تخصيص لطايفى كه ميان يكديگر گذاشتهاند ، مىباشد و معرّفى شعرا در اين تذكره بر اساس حروف الفبا از حرف « الف » شروع و به حرف « ى » ختم گرديده است . سنبهلى شرح حال فيض را در تذكرهاش چنين مىآورد :
« ملّا محسن كاشى ، داناى دقائق نيكوتلاشى بوده . او راست :
* * *
از آن ز صحبت ياران كشيده دامانم * كه صحبت دگرى مىكشد گريبانم »
تذكرهء حسينى ، ص 322