على قلى خان واله شرح حال فيض كاشانى را در تذكرهاش چنين مىآورد :
« مولانا محسن كاشى ، چون تخلّص آن فاضل نحرير محسن است به آخوند فيض به كسر دال مشهور شده . در علم و فضل اعجوبهء روزگار بوده . در تحقيق مراتب عرفان و تطبيق دقايق شريعت غرّا با تصوّف يد بيضا نموده . تصانيف عاليه و رسايل نفيسه در علوم دينيه و بيان حالات و مراتب كشفيّه در روزگار از آن مرحوم به يادگار مانده . تلميذ فاضل نحرير مشهور ملّاصدراى شيرازى است و به مصاهرت وى نيز اختصاص داشته . تخلّص هم از آخوند ملّاصدراى مرحوم يافته . چون صيت فضيلت و عدالتش شرق و غرب را فرو گرفته بود ، شاه عبّاس ثانى مغفور به التماس تمام ايشان را طلبيده در سفر و حضر با خود مىداشت و در كمال ادب و احترام با وى سلوك مىنمود و تا زمان شاه سليمان مغفور در قيد حيات مستعار بود . اولادش تا حال در كاشان معزّز و مكرّم بل مرجع اناماند . ديوان مولانا از ده هزار بيت متجاوز است و اين ابيات او راست :
* * *
با من بودى مَنَتْ نمىدانستم * يا من بودى مَنَتْ نمىدانستم
رفتم چو من از ميان تو گشتى پيدا * تا من بودى مَنَتْ نمىدانستم
* * *
باشد باشد كه يار حاضر باشد * باشد باشد كه يار ناظر باشد
باشد باشد كه در اوّل نظر آخر كردم * تا يار مرا آخر و اوّل باشد
* * *
از آن ز صحبت ياران كشيده دامانم * كه صحبت دگرى مىكشد گريبانم »
تذكرهء رياض الشعراء ، ج 3 ، صص 1666 - 1667