است ، وى به سال 1046 از تأليف آن فراغت يافته است . 6 تعبير المحجّة البيضاء ( راه درخشان ) به احتمال قوى از نهجالبلاغهء امام على ( ع ) گرفته شده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« رحماللَّه امرء سمع حكماً فوعى و دعى الى رشاد فدنى و اخذ بحجزة هاد فنجى . راقب ربّه و خالف ذنبه . جعل الصبر مطيّة نجاته و التقوى عدّة وفاته . لزم الطّريقة الغرّاء و ركب المحجّة البيضاء » . 7
اين كتاب ، با تصحيح و تعليقات على اكبر غفّارى ، در 8 جلد و در بيش از 3000 صفحه به قطع وزيرى ( كمى بيش از حجم احياء علوم الدّين ) و با مقابلهء سه نسخهء خطّى نفيس ، به سال 1339 شمسى در تهران به طبع حروفى رسيده است .
غزّالى پس از تأليف احياء علوم الدّين ، خلاصه محتوا و مضمون آن را در كتاب فارسى كتاب كيمياى سعادت به وديعت نهاد ، فيض كاشانى هم گويى به اقتفاى وى ، تلخيصى از المحجّة فراهم آورد و آن را حقايق نام كرد .
اين كتاب و ترجمهء فارسى آن هم به طبع رسيده است .
ترديد نيست كه كارگرترين سببى كه فيض را به سوى احياء و تهذيب احياء علومالدّين راند ، همانا معارف و تحقيقات گرانبها و گرهگشاى اين مجموعهء عظيم بود . وى كه از عصر و ايّام خويش گله مىكرد كه :
عمّت فيها الجهالة و فشت الضّلالة 8
و او كه خود در علم دين و هنر نويسندگى دستى قوى داشت ، به خوبى قدر كتابى چون احياء را مىشناخت و تأثير آن را در درمان دردهاى زمان خويش ارج مىنهاد . لذا تا آنجا كه مىتوانست اين كتاب را بر مادّه و صورت و هيأت و آرايش نخستين خود باقى نهاد و در ترتيب ابواب و فصول و تقرير الفاظ و عبارات نيكو و استوار آن تصرّف روا نداشت :
لانّها كانت فى غاية الجودة و الاحكام و نهاية المتانة و الابرام . 9
به طورى كه اكنون ، دست كم سه چهارم المحجّة البيضاء عيناً همان است كه در احياء علوم الدّين آمده است و اگر تصرّفى رفته است در ربع باقى است كه چگونگى آن را شرح خواهيم داد .
توضيح كوتاه فيض در پيشگفتار المحجّة البيضاء ، گواهى مىدهد كه اختلاف وى با ابوحامد در دو اعتقاد گوهرى است و هر اختلاف ديگرى كه هست از آن
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤١٨