يك قدح مى نوش كن بر ياد من * گر همى خواهى كه بدهى داد من
يا به ياد اين فتادهء خاكبيز * چون بخوردى جرعهاى بر خاك ريز
يا در پانوشت صفحهء 156 آمده است : « لوتى : قلندر . » حال آنكه با توجّه به اصل بيت در مىيابيم اين معنى كاملًا نابجاست و « لوتى » كلمهاى است مركب از لوت + ياى نكره . لوت به گفتهء دهخدا به معنى « غذا ، طعام . اصطلاحى متداول خانقاه و تكيهء درويشان و صوفيان ، چنان كه در شعرهاى مولوى هميشه با صوفى همراه آمد » و مرحوم دهخدا همين بيت محل بحث را به عنوان شاهد آورده است :
ذات ايمان نعمت و لوتى است هول * اى قناعت كرده از ايمان به قول
7 . بدخوانىهاى فراوانى در سراسر متن به چشم مىآيد كه برخى را متذكر مىشويم .
الف ) در پايان مقدمهء منظوم فيض جملهء دعائيهاى آمده است كه : « رزقنا اللَّه الانتفاع به و الاطلاع على اسراره » ، مصحح محترم آن را ادامهء شعر تلقى كرده و به همان صورت دو مصرع نوشتهاند :
رزقنا اللَّه الانتفاع به * و الاطلاع على اسراره
ب ) عنوان دوم صفحهء 74 « شخصى درشتى كج سخن ، آمده است كه ناشى از بدخوانى بيت اول همان بخش است . مصحح محترم بيت را چنين خواندهاند :
همچو ن آن شخصىدرشتى كجسخن * در ميان ره نشاند خار و بن
و در پانوشت نيز « بن » را به درخت ترجمه كردهاند ، حال آنكه ضبط صحيح بيت چنين است :
همچون آن شخص درشت كجسخن * در ميان ره نشاند خاربن
اگر جناب آقاى انصارى ، به هر يك از چاپهاى موجود مثنوى جهت مطابقت متن مراجعه مىكردند يا حتى دو بيت بعد از همين بيت محل بحث را در كتاب عرفان مثنوى مىديدند به صحت سخن نگارنده واقف مىشدند . در دو بيت بعد از ايشان چنين آوردهاند :
هر دمى آن خاربن افزون شدى * پاى خلق از زخم آن پر خون شدى
بگذريم از قواعد شعرى و حتى كمى توجّه به معنا و مفهوم بيت .