تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
- گفت پيغمبر كه نفحت‌هاى حق ؛ به لب جو بود ديوارى بلند ؛ شخصى درشتى كج سخن ؛ در همان ديار ؛ قضا هر كو قرارى مىدهد ؛ اين نماز و روزه و حج و جهاد ؛ ناله از باطن برآرد كاى خدا ؛ عاجزانه جنبشى بايد در آن ؛ صانع خواست ، ايجاد بشر ؛ عقل بر نفس است ؛ خلق را گويد به حشر ؛ چنان قادر خدايى كز عدم . 3 . در مقدمهء مشروحى كه مصحّح بر كتاب نگاشته ، با استفاده از منابع متعدد به زندگى و افكار مولانا و محتواى مثنوى پرداخته است ، اما متأسفانه به دليل عدم رعايت اصول صحيح نشانه گذارى ، تشخيص نوشتار مصحح از منقولات وى از ديگر كتابها در موارد متعددى ميسر نيست . به هر حال از لحاظ نگارش فارسى لغزشهايى در مقدّمه صورت گرفته و از آنجا كه اين مقدّمه بر يك كتاب شعر فارسى نوشته شده ، غير قابل اغماض است . براى نمونه جملات زير را بخوانيد و خود قضاوت كنيد : الف ) « ديگر آنكه اين انتخابها به گزينش و تعليق و تحشيه و نقد و كم و يا تكميل سازى ، ضمن آنكه اهميت و ارزش كتاب مزبور را به وضوح مىرساند كه شخصيتى همچون فيض كاشانى ، بحرى موّاج از فقه ، و حكمت و تفسير و فهم حديث و شعر و امثال آن ، به شرح و توضيح و يا تلخيص كتابى با ديدگاهى جديد در انديشهء خود مطرح ساخته است » ( ص 14 ) . ب ) « . . . يافتن اين چنين بينشى در جهان و علمى ديگر ميسّر نيست و آن عالم و علم جاى و كار هر كسى نيست كه در آن قدم گذارد و حقايق عالم را ببيند » ( ص 15 ) . پ ) « او دانشمند فرهيخته و متفكّرى پرانديشه است كه بفرمودهء استاد محقّق و گرانقدر جعفر سبحانى ، فهم و برداشت و درايت حديثى فيض قابل مقايسه با هيچ كدام از دانشمندان معاصرش تاكنون نيز نبوده است » ( ص 37 ) . ت ) « . . . در همين دوره بسيارى از كتابهاى فيض كه از پيش و تا پايان عمر بيش از دويست كتاب و رساله بود برشتهء تحرير درآورد » ( ص 38 ) . سخن در محتواى مقدّمه مجال فراخترى مىطلبد . 4 . در پايان مقدّمه دو صفحه از نسخهء خطى سراج‌السالكين جاى داده شده