است كه در نخستين مرحله كه فرزند ما قدم در جاده زندگى مىگذارد عقايد او را به دو بياموزيم تا آنها را ياد بگيرد و به خوبى حفظ كند تا هر چه بزرگتر شود اندك اندك لطايف و معانى آنها براى وى روشن شوند . بنابراين موضوعى را كه بايد پدران در راه تربيت فرزندان خود در نظر گيرند اين است كه نخست فرزندان خود را به حفظ عقايد مأمور سازند سپس آنها را به فهميدن لطايف و معانى وادارند بعد از آن ايشان را به انجام عقايد تشويق كنند تا آنها را به سر حد تعيين برسانند تا بدآنها تصديق نمايند و ثابت است كه روش مزبور در زمان خردسالى اطفال بدون احتياج به برهان براى آنها حاصل مىگردد . و از جمله بخششهاى خداوند نسبت به افراد بشر همانست كه در عهد خردى چراغ دل او را براى پذيرش ايمان به حضرت خود روشن مىسازد . »
در ادامه بحث فيض در آموزش عقايد معتقد است كه نيازى به استدلال و برهان وجود ندارد و شديداً به متكلّمين حمله مىنمايد و عقايد آنها را متزلزل و بىاساس معرفى مىكند و سپس اضافه مىكنيد : آرى تنها كسى كه ممكن است در عقايدش خللى وارد شود آدمى است كه ادّله اعتقادى آنان را به عنوان تقليد بپذيرد . مسلماً چنين شخصى به بيچارگى مىافتد .
خنك آن روز كه از عقل نجاتم دادند * سوى آرامگه عشق براتم دادند .
( ديوان اشعار )
عاقل اگر به عشق دهد دل ميسر است و يا : عاشق دلى به موعظه عاقل نمىشود .
امكان تربيت آدمى و اصلاح رفتار
هر گاه مفهوم خلق را كه عبارتست از هيأت خاصى كه در ما رسوخ كرده و ظهور مىنمايد و به كمك آن افعال را به آسانى انجام مىدهيم و نيازمند به انديشه و فكر نمىشويم - نزديك به مفهوم شخصيت در تربيت بدانيم ، زمانى مىتوانيم شخصيت سالم را در فرد ايجاد نماييم كه سه قوه علم و خشم و شهوت را به حالت