دشمنى نكرده بلكه او را در پايان بحار از مشايخ اجازه خود شمرده است .
اردبيلى نيز در جامع الرواة ( 2 : 42 ) از او بسيار ستوده است . ميان همين مجلسى و ميرلوحى نيز جنگى سخت در گرفته بود و ميرلوحى بسيار به او تاخته و گستاخىها نموده است ( فهرست دانشگاه از نگارنده صص 1211 و 1497 ) و جنگ اين دو درست مانند ستيزهاى است كه فيض با شيخ على شهيدى و محمّد طاهر قمى با هم داشتهاند و يك گوشهء آن به جنگ ميان فقه و تصوّف برمىخورد مدرسه و خانقاه در زمان صفويان كه گويا پس از دشمنى شاه عباس با قلندران ميان 985 - 1000 آغاز گشته بود ( فهرست آقاى منزوى 2 : 608 ) يكى از مواردش همين جنگ و ستيز ميرلوحى سبزوارى و مجلسى دوم است . اين مرد روى دشمنى با مجلسى گورِ نياى او حافظ ابونعيم سپاهانى ( 1 ) دانشمند نامور ايران را به نام اينكه سنّى است دستور داد كه ويران كنند ( تذكرة القبور يا رجال اصفهان آخوند عبدالكريم گزى ص 122 ) ( جايگاه آن در گورستان آب بخشان سپاهان بيرون دروازه يزد در كنار خيابانى كه به يزد مىرود از سوى راست نرسيده به شهرستان در خانهاى گلى بىسنگ لوح مىباشد ) شايد روى همينها بود كه مجلسى دوم ناگزير شده بود در رسالهء اعتقادات تصوّف پدر خود را انكار كند يا اين كه از مجلسى يكم رسالهاى در انگيزش بر رياضت و سلوك به نام « تشويق السالكين » به فارسى هست كه در آغاز آن از او دانسته شده است و مجلسى دوم هم در پاسخ سه پرسش ملّا خليل قزوينى در باره راه فيلسوفان و روش مجتهدان و اخباريان و راه فقيهان و صوفيان رسالهاى در دويست بيت نوشته است و گفتهاند كه گويا براى خوش آيند دربار و قزلباش و ستايش از پدران شاه بوده است . اين دو در 1311 به چاپ رسيده است ( ذريعه 4 : 192 و 5 : 187 ) پاسخ مجلسى دوم كه در آغاز آن از او نام برده شده در طرائق الحقائق ( 1 : 3 - 151 ) ديده مىشود و در آن روى سخن با چند تن است همچنين در مقالات الحنفا فى مقامات شمسالعرفا از سيد عبدالحجهء بلاغى ( صص 20 - 27 چاپ 1327 تهران ) هست . در پايان مجموعهء تذكرة الاولياء شمسالدين پرويزى و سرگذشت سيد قطب الدين محمّد شيرازى و مرصادالعباد
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٧٦