اساس حديث « مَنْ لَمْ يَتَغَنَّ بالقرآن فليس منّا » - غناى حرام را روى آوازى مىبرد كه در زمان صدور احاديث حرمت ، به مجالس لهو لعب اختصاص داشته و كنيزكان در آن مجالس به آوازه خوانى همراه با آلات موسيقى مىپرداختهاند .
البته آگاهيم كه پيش از آن ، اختلاف نظر اجمالى دربارهء خواندن اشعار مرثيهء امام حسين ( ع ) به غنا و آواز ، 2 سر دادن آواز براى حركت شتران يا به اصطلاح « حُداء » و همچنين خوانندگى زنان در مجالس عروسى ، به شرطى كه مردان نشنوند ، وجود داشته و آنان كه به حلّيت اين موارد اعتقاد داشتهاند ، طبعاً آنها را از حكم حرمت غنا ، استثنا مىكردهاند . آنچه محل بحث است ، مواردى جز اينها و در درجهء نخست ، به آواز خواندن آيات قرآن و اشعار عارفانه و اذكار و ادعيه است .
در اينجا بايد گفت ، جستجوى ما نشان مىدهد ، اين ديدگاه ، ويژهء محقّق سبزوارى و فيض كاشانى نبوده است ؛ اما از آنجا كه حملات اصلى از سوى مخالفان به اين دو نفر صورت گرفته ، چنين تصور شده است كه مبدع اين نظر ، محقّق سبزوارى بوده است . آنچه دربارهء سابقهء اين نظريه مىتوان گفت اين است كه ، عالمان عارف شيعه يا صوفى مسلك 3 اين زمان ( يعنى دورهء ميانى صفوى و حتى زودتر از آن ) به دليل وجود مسألهء سماع كه در ميان صوفيان اهل سنت بنيادى مستحكم داشت ، و اين كه به اجبار مىبايست راهى شرعى براى توجيه آن ميان شيعيان متمايل به تصوف مطرح مىشد ، روى اين نظر حساسيت داشته ، آن را نشر مىدادند . حتى اگر بحث سماع هم مطرح نبود ، كه البته ميان اين قبيل عالمان مطرح و مورد حمايت صريح واقع نشد ، بحث خواندن اشعار عرفانى ، در كنار اشعار مرثيهخوانى و غيره ، چنين بحث فقهى را مىطلبيد . بنابراين ، طرح مسألهء غنا ، حتى اگر در ظاهر از اظهار نظر محقّق سبزوارى و فيض آغاز شد ، ميان عالمان شيعه ، آنان كه تمايلات عرفانى داشتند ، مطرح بود . ريشهء آن - دست كم به اعتقاد مخالفان آنها - به عقايد سنّيان صوفى مسلك برجستهاى چون غزّالى بر مىگشت كه البته آن نظر ، موافقت مانندى با چندين حديثِ موجود در كتاب كافى در باب تلاوت قرآن با
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١٣٦