عبّاس دوم شهرت و اعتبار تمام داشت و بدين ترتيب ملاحظه مىشود كه خاندان فيض به قول ميرزامحمّدباقر خوانسارى از « كبار بيوتات - العلم و العمل و الفضل و الادراك » بود و ظهور عالم جامعى چون فيض از آن خاندان دانش تازگى نداشت خاصّه كه او بعد از طىّ مراحل مقدّماتى علوم رخت اقامت به شيراز كشيد . و در آنجا از محضر دو استاد بزرگ عهد خود بهره برداشت . از اين دو استاد يكى سيّد ماجد بن محمّد صادقى بحرانى محدّث و فقيه و قاضى شيراز و اصفهان ، و ديگر صدرالدين محمّد بن ابراهيم شيرازى است ، و اختصاص واقعى فيض در تألّم بيشتر به اين دانشمند بزرگ دوم يعنى ملّاصدرا است كه در خدمت او تقرّب بسيار داشته مانند فيّاض لاهيجى به شرف دامادى او رسيده و از محضرش در حكمت و اصول كسب فيض نموده و هم به فرمان استادش عنوان قلمى ( / تخلّص ) فيض براى خود انتخاب نموده است ؛ و غير از اين دو از چند تن از ديگر از عالمان كسب دانش كرد مانند شيخ محمّد بن حسن بن شهيد ثانى ، خليل قزوينى و محمّدصالح مازندرانى كه هر سه از شاگردان شيخ بهاءالدين عاملى بودند
بحث در احوال و آثار فيض به سبب كوشش پردامنهء علمى او به علّت عمر دراز و شهرت و نفوذ فراوان و جانبداريها و ستيزهجوييها كه با او شده ، سخن ما را به درازا خواهد كشانيد . شمار كتابهاى او بسيار و ارزش بعضى از آنها هم بسيار است . عدد كتابهايى را كه بعضى از عالمان از وى ديدهاند تا به هشتاد برشمردهاند . و سيد نعمتاللَّه جزايرى شاگرد فيض شمارهء آنها را تا دويست بالا برده است .
وى در حكمت دنبالهء شيوهء استاد خود را رها نكرد بلكه مانند او سخت به ذيل اشراق تمسّك جست چنان كه از اين بابت دچار طعن گروهى از همدستان گرديد .
فيض در عرفان ، يا بهتر بگوييم در بحثهاى فلسفى خود كه منجر به اشراق و عرفان مىشد ، بسيار متمايل به انديشهها و اثرهاى محيىالدين بن العربى و طبعاً معتقد به وحدت وجود بود كه نزد عالمان قشرى از هر كفرى زشتتر و از هر پليدى پليدتر است ، و اين خود كافى بود كه قشريان بر او بتازند و او را با منزلتى كه در حديث و فقه دارد ، بدين
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص١١٨