نيت و هدف اوست ، بهتر است از عملى كه به انجام آن موفق مىشود . فيض خود اين احتمال را برگزيده است .
4 - احتمال چهارم جمع بين دو احتمال اخير است ، زيرا هر دو احتمال در يك امر اشتراك دارند و آن اينكه مؤمن تصميم بر انجام چيزى دارد كه نمىتواند آن را به همان صورت كه مىخواهد انجام دهد . « 1 »
ب - امام كاظم عليه السلام مىفرمايد : « انَّ الْعاقِلَ . . . لايعد مالا يَقْدِرُ عَلَيْهِ . » « 2 »
فيض در هنگام شرح ، دو احتمال براى اين حديث طرح كرده است :
1 - « يَعِدُ » از ماده « وَعَدَ » باشد . بنابراين معناى حديث اين مىشود : عاقل كسى است كه به ديگران وعده انجام كارى را كه قدرت بر آن را ندارد نمىدهد .
2 - « يُعِدُّ » از باب افعال و از مصدر « اعداد » باشد . آنگاه معناى روايت چنين است :
عاقل كسى است كه كارى كه يقين به اتمام آن ندارد دنبال نمىكند و در پى تهيهء زمينه و مقدمات آن نمىرود . « 3 »
ج - در شرح سخن معصوم عليه السلام كه فرمود : « اعْرِفُوا مَنازِلَ النَّاسِ عَلى قَدْرِ رِوايَتِهِمْ عَنَّا ؛ ارزش و رتبهء مردم ( راويان حديث ) را بر حسب روايت آنها از ما ( اهل بيت ) بسنجيد . » فيض دو احتمال مىآورد :
1 - مراد از « قدر » كميت روايات راويان است . يعنى هر راوى كه روايتهاى بيشترى نقل كند ، ارزش بيشترى خواهد داشت .
2 - مراد از « قدر » كيفيت روايات راوى است يعنى آن راوى كه رواياتى با محتواى ناب و دقيق نقل كند ، نسبت به ديگرى كه سخنانى عادى يا مشهور را نقل كرده است ،
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 4 ، ص 366 و 367 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 94 و 105 .
( 3 ) . همان ، ص 105 .