نُقِمْ بِعِلْمٍ وَ لا نَبْغى لَهُ بَدَلًا * فَالنّاسُ مَوْتى وَ اهْلُ الْعِلمِ احْياءُ « 1 »
د - پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است :
ايُّهَا النَّاسُ انَّ اللَّهَ قَدْ اذْهَبَ عَنْكُمْ نَخْوَةَ الجاهِلَيَّةِ وَ تَفاخُرَها بِآبائِها ؛ اى مردم ! خداوند ( با فرستادن اسلام ) تكبّر و فخر فروشى زمان جاهليت و نيز افتخار كردن مردم جاهلى به پدران خود را از شما دور كرد .
فيض شعر ذيل را در شرح آن مىآورد :
انَّ الفَتى مَنْ يَقُولُ : ها انَا ذا * لَيْسَ الْفَتى مَنْ يَقُولُ : كانَ ابى « 2 »
ه - امام باقر عليه السلام در مورد حرص بىجا مىفرمايد :
مَثَلُ الحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ دُودَةِ القَزّ كُلَّما ازْدادَتْ مِنَ القَزّ عَلى نَفْسِها لَفَّاً كانَ ابْعَدَ لَها مِنَ الخُرُوجِ حَتَّى تَمُوتَ غَمّاً .
فيض مىفرمايد : شاعرى تمثيل در روايت را به صورت شعر در آورده است :
الَمْ تَرَ انَّ الْمَرْءَ طُولَ حيَاتِهِ * حَريصٌ عَلى ما لايَزالُ يُناسِجُهُ
كَدُودٍ كَدُودِ القَزّ يَنْسِجُ دائِماً * فَيَهْلَكُ غَمّاً وَسْطَ ما هُوَ ناسِجُه « 3 »
و - امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مردم از نظر جسم و هيكل نظير هماند . پدرهمهء آنها آدم و مادر آنها حوّاست . تنها دانشمندان بر ساير مردم برترى دارند ؛ زيرا آنان كسانى را كه جوياى حقيقت و هدايت باشند ، راهنمايند . و ارزش هر فرد به ميزان دانش اوست و جاهلان همواره دشمن دانشمنداناند . ما عهده دار دانشيم و آن را با هيچ چيز عوض نخواهيم كرد ؛ زيرا مردم مردهاند ولى دانشمندان زندهاند . الوافى ، ج 1 ، ص 304 و 305 .
( 2 ) . مرد شرافتمند كسى است كه خود داراى صفات كمال باشد ، نه كسى كه به پدرش افتخار مىكند و مىگويد : پدرم چنين و چنان بود . الوافى ، ج 5 ، ص 876 و 877 .
( 3 ) . آيا انسان را نمىبينى كه در طول زندگانى خود بر طنيدن در اطراف خود حرص مىورزد . مانند كرم ابريشم كه دائماً در اطراف خود مىطند و سر انجام در وسط پيلهاى كه خود بافته است ، از غصه مىميرد . الوافى ، ج 5 ، ص 891 و 892 .