3 - « كيّس » را صيغهء مبالغه بگيريم و حقّ را به معناى حقّ در مقابل باطل . بنابراين معنا چنين خواهد شد : انسان زيرك و فهميده كه بتواند حقّ را از باطل تشخيص دهد و معارف علوم الهى را درك كند ، اندك است . فهم بيشتر مردم منحصر در درك امور جزئى و دنيوى است . « 1 »
نمونههاى ديگرى از ذكر احتمالهاى مختلف در شرح يك حديث را مىتوان در جاهاى ديگر « وافى » مشاهده كرد :
وافى ، ج 1 ، ص 94 و 114 و 170 و 181 و 279 و 253 و 300 و 312 و 317 و 341 و 424 و 456 و 483 و 557 ؛ ج 3 ، ص 500 و 614 ؛ ج 4 ، ص 366 - 367 ؛ ج 6 ، ص 545 .
البته فيض به صرف آوردن احتمالها بسنده نمىكند ، بلكه در بسيارى از موارد با استفاده از روايات ديگر يا شواهد داخلى خود روايات ، به انتخاب يكى از احتمالها مىپردازد . « 2 »
انواع كتابهاى روايى و جايگاه « وافى » در ميان آنها
علماى حديث كتب روايى را به چند دسته تقسيم كردهاند :
1 - اصل : كتابى كه نويسندهء آن ، راوى بلاواسطه از معصوم مىباشد كه سخنان معصوم را از زبان حضرت شنيده و ضبط نموده است .
2 - كتاب : مجموعههاى حديثى كه از روى اصول تدوين يافته است و مؤلف ممكن است سخنانى از خود هم بر آن افزوده باشد . گاهى نيز بر كتابهايى كه از اصلهاى حديثى تدوين شده و يا سعى شده است كه حاوى مجموعه احاديث باشد ،
هامش
( 1 ) . احتمال دوّم و سوّم از خود فيض است . البته احتمال چهارمى نيز در حاشيه آورده است . الوافى ، ج 1 ، ص 97 .
( 2 ) . براى نمونه ، ر . ك . به : الوافى ، ج 1 ، ص 94 و 97 و 170 .