اطلاق گرديده است .
3 - جامع : كتاب حديثى كه شامل جميع ابواب حديث باشد .
4 - مسند : كتاب حديثى كه درآن روايات به ترتيب اسامى صحابه تنظيم گشته است .
5 - معجم : كتاب حديثى كه احاديث آن به ترتيب حروف تهجى آورده شده است .
6 - مستدرك : كتاب حديثى كه به عنوان متمم كتابى ديگر و با همان شرايط ، احاديثى را كه از كتاب سلف ، فوت شده گردآورى نموده است .
7 - امالى : كتاب حديثىكه شيخ حديث ، آن را در مجالس متعدد املا فرموده باشد .
8 - مستخرج : كتابى كه نويسندهء آن روايات يك كتاب حديثى را به غير از اسناد صاحب كتاب ، يعنى با اسناد ديگرى نقل مىكند .
9 - جزء : مجموعهاى از احاديث كه فقط از يك شيخ حديث نقل شده ، يا پيرامون يك مطلب جمعآورى شده باشد .
10 - نوادر : كتابى كه در آن احاديث متفرقى كه به جهت تعداد كم ، تحت عنوان بابى قرار نمىگيرد ، جمعآورى شده است .
از تعريفهاى فوق روشن گرديد كه « وافى » يك جامع حديثى است و لذا در اصطلاح اماميه ، منظور از جوامع متأخره ، سه كتاب گران سنگ « وافى » ، « بحارالانوار » و « وسائلالشيعه » مىباشد ، همچنان كه به كتب اربعه ، جوامع حديث ( بدون قيد ) اطلاق مىكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) . دراية الحديث ، ص 26 - 30 .