معتبر احساس كردند و اصطلاح جديدرا به وجود آوردند و آنگاه مىافزايد :
اين اصطلاح جديد نظر همگان را برآورده نساخت ، و مشكلى را حل نكرد با آنكه مدار احكام شرعى و مآخذ آنها در اين روزگار بر كتب اربعهء روايات است كه مؤلّفين آنها به صحّت روايات آن كتب شهادت دادهاند و آنچه دربارهء اين اصطلاح جديد ذكر شد ربطى به اين كتابها ندارد . اگر اعتمادى به شهادت آنان دربارهء صحّت رواياتشان نداريد ، پس چرا به جرح كردن و تعديل كردن آنها اعتماد داريد ، و چه فرقى ميان اين دو وجود دارد ؟ !
ديگر اينكه بر فرض ، يك راوى داراى فساد عقيده باشد ، چه دخلى به صدق حديث او دارد ، اگر او در مذهب خود مورد وثوق باشد . و نيز چه منافاتى وجود دارد كه كسى به خاطر فضيلتى مورد ستايش قرار گرفته باشد ولى در نقل حديث قصور و اهمال و سهلانگارى از وى مشاهده شده باشد . اشكال ديگر بر اين اصطلاح جديد اين است كه بسيارى از راويان بزرگ كه مشايخ مشايخ مشهور ما بودهاند در كتابهاى جرح و تعديل ، ذكر نشدهاند و در نتيجه هيچ جرح و تعديلى دربارهء آنان وجود ندارد و بنابر اصطلاح جديد بايد احاديث آن مشايخ عظام را در زمرهء احاديث ضعيف محسوب داشت ، با آنكه خود علّامه و ديگر طرفداران اين اصطلاح جديد به اين كار راضى نيستند ، مثلًا احمدبن محمّدبن حسن بن وليد از مشايخ شيخ صدوق بوده و صدوق بسيار از او نقل روايت كرده است . ابى الحسين على بن ابى جيّد از مشايخ شيخ طوسى و نجاشى بوده و ابراهيم بن هاشم قمى كه كلينى بسيار از او روايت كرده است و جز اينها كه بسيار هستند . تازه در خود مسأله جرح و تعديل به قدرى اختلاف و تناقض و اشتباه وجود دارد كه ممكن نيست مرتفع شوند به گونهاى كه انسان به آن اطمينان خاطر پيدا كند .
با تمام اين نظرات ، بهتر آن است كه ما به همان روش قدماء باقى بمانيم ، و به اين اصطلاح جديد قطعاً اعتنا نكنيم تا بتوانيم از اين تنگناها خود را نجات دهيم . بلى در جائى كه دو روايت مورد اعتماد بر طبق روش قدما با هم معارضه پيدا كردند و نياز به ترجيح يكى بر ديگرى پديد آمد ، در اين صورت لازم است كه به حال راويان
آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: عليرضا فيض
ص٤٦