تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
به وجود آورد علّامهء حلّى است ، در حالى كه نزد قدماء اين اصطلاح معروف نبود ، بلكه علماى قديم قدس اللَّه ارواحهم خبر صحيح را به خبرى اطلاق مىكرده‌اند كه تأييد شود به آنچه موجب اعتماد به آن گردد . و همراه چيزى باشد كه مايهء وثوق و اطمينان به آن شود . مثل اينكه آن حديث در بسيارى از كتب اصول اربعمأه « 1 » موجود بوده يا به طور مكرر ذكر شده باشد در يك اصل يا دو اصل يا چند اصل از اصول اربعمأه به طرق مختلف و ندهاى متعدد و معتبر ، يا آنكه آن حديث ، موجود بوده است در اصل ( كتاب ) يكى از آن اشخاص كه اجماع بر تصديق آنان وجود دارد مانند زراره و محمّد بن مسلم ، و فضيل بن يسار ، اجماع باشد بر تصحيح ما يصح عنهم « 2 » مثل صفوان بن يحيى ، و يونس بن عبدالرحمن و احمد بن ابى نصر ، يا اجماع باشد بر عمل كردن به روايات ايشان مثل عمّار ساباطى و امثال او ، يا آن حديث در كتاب‌هايى يافته شده كه آن كتاب‌ها بر يكى از ائمّه عرضه شده است و امام ، مؤلّف آنها را ستوده است مثل كتاب عبيداللَّه حلبى كه بر حضرت امام صادق عليه السلام عرض شده ، و كتاب يونس بن عبدالرحمن و كتاب فضل بن شاذان كه بر حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام عرضه شده‌اند ، يا حديث از يكى از كتاب‌هايى گرفته شده كه در ميان قدما مشمهور به وثوق و اعتبار بوده‌اند ، چه مؤلّفين آنها امامى باشند مثل كتاب صلوة حريزبن عبداللَّه سجستانى ، و كتاب‌هاى بنى سعد و على بن مهزيار و چه غير
هامش
( 1 ) اصول اربعمأه يا اصول چهارصدگانه ، چهارصد كتاب و رساله بوده است كه اصحاب اماميّه از احاديث‌ائمّهء معصومين عليهم السلام ، آنها را فراهم آورده و تصنيف كرده بودند و اعتماد آنها بر همين اصول بوده است ، اكثر آن كتاب‌ها در سوانح روزگار از دست رفته ، ولى خوشبختانه علماى شيعه ملخصى از آنها را در كتاب‌هاى خود به خصوص كتب اربعه فراهم آورده‌اند . گفته شده كه علّامهء مجلسى قريب به دويست اصل از آنها را به دست آورده و توأم با احاديث كتب اربعه در بحار الانوار جمع نموده است . ملّامحسن فيض همهء احاديث كتب اربعه را در كتاب وافى جمع كرده و از اين رو كتاب وافى براى يك مجتهد كافى است و او را از مراجعه به ساير كتب روائى بىنياز مىگرداند . ( 2 ) در مورد بعضى روات از قبيل يونس بن عبدالرحمن نقل اجماع شده است بر تصحيح ما يصح عنهم ، و اين عبارت يعنى صحيح دانستن روايتى كه از آنان صحيح است و مراد اين است كه قوم ، اجماع نموده‌اند بر حكم به صحّت آنچه صحيح باشد صدورش از مثلًا يونس بن عبدالرحمن يعنى هر آنچه از ما تا يونس صحيح باشد ، قوم ، اجماع نموده‌اند بر تصحيح چنين حديثى از يونس بن عبدالرحمن تا برسد به معصوم عليه السلام . به اين معنى كه اگر سلسله سند از ما تا يونس مثلًا موصوف به توثيق بوده باشد از يونس تا معصوم عليه السلام به اجماع همه ، موثوق به هستند .
آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 44 | عليرضا فيض