لازم و معتبر هستند ، و گروهى ديگر گفتهاند : فقط حركت ( يعنى مسمّاى آن ) به تنهائى ، شرط است ، زيرا روايتى كه آن را شرط مىداند صحيح است ، ولى راوى روايت ديگر كه جريان خون را معتبر مىداند يعنى حسين بن مسلم ، مجهول الهويّه است ( و معتبر نيست ) .
سپس شهيد دوّم نظر گروه دوّم را تقويت كرده كه فقط حركت پس از ذبح را شرط مىدانند و گويد : هو الاقوى .
دربارهء اين كه پس از ذبح چه اندازه حركت لازم است : هم روايت حلبى ، و هم روايات ديگر تصريح دارند كه حتّى يك چشم بر هم زدن ، يا دم تكان دادن ، يا گوش جنباندن ، كفايت مىكند ، و هيچ چيز ديگرى لازم نيست ( يعنى حتّى بيرون جهيدن خون نيز شرط نيست ) .
ولى شهيد اوّل و ديگران از متأخّرين فقها علاوه بر آن ، امر ديگرى را نيز لازم مىدانند ، كه شهيد اوّل بدين گونه آن را مطرح مىكند : و لو علم عدم استقرار الحيوة ، حرم و خلاصه ، اين كه حيوان قبل از ذبح شدن بايد داراى حيات مستقره باشد .
شهيد ثانى گويد : ما دليلى رانيافتيم كه چنين شرطى را لازم گرداند ، بلكه فقهاى قديم چنان كه از ظاهر فتاوى آنان به دست مىآيد ، به مانند رواياب ، يا فقط يكى از دو شرطى را كه قبلًا گذشت لازم دانستهاند ، يا هر دو را معتبر شناختهاند ، ولى هيچكدام و هيچ روايتى ، حيات مستقره را شرط ندانسته است . آيهء شريفهء :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ . . . *
تا
إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
نيز به عدم لزوم حيات مستقره ، اشاره دارد . « 1 » زراره در تفسير آيه از حضرت باقر عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : اگر ذبيحهاى را ادراك كردى در حالى كه چشمش باز و بسته مىشود ، يا دست و پايش حركت مىكند ، يا دمش مىجنبد ، ذبح آن كامل و صحيح است ، و از آن بخور و اخبار ديگرى نيز دلالتى مشابه دارند « 2 » سپس شارح لمعه گويد :
شهيد اوّل در كتاب دروس از شيخ نجيبالدين « 3 » نقل مىكند كه گويد :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، چاپ قديم ، ج 3 ، كتاب ذباحه ، ص 40 .
( 2 ) مانند صحيحهء حلبى كه قبلًا گذشت و رواياتى ديگر .
( 3 ) شرح حال او قبلًا گذشت .