بدست آوردى در حالى كه چشم برهم مىزند ( يعنى فقط چشم حيوان حركت دارد ) يا پا يا دُم خود را مىجنباند هر گاه آن را ذبح كردى از آن بخور . « 1 »
حديث مستفيضى در معنى آن حديث صحيح وجود دارد كه مىگويد : هرگاه در زنده بودن گوسفندى شك كنى و به بينى كه آن چشم برهم مىزند ، و گوش يا دم خود مىجنباند ذبح كن كه بر تو حلال است .
نجيب الدين بن سعيد حلّى گويد : شرط استقرار حيات در حيوان ، مذهب ما ( اماميّه ) نيست ، و شهيد اوّل ، و دوّم بدان ميل كردهاند ، و شهيد دوّم گويد : سزاوار است عمل ، بر طبق آن باشد .
و از آنجا كه فيض در مفاتيح الشرايع « 2 » به فتواى شهيدين اشاره كرده مناسبت دارد كه نظر آن دو فقيه بزرگ را از لمعه و شرح آن بياوريم :
شهيد « 3 » هفت امر را دربارهء حلّيّت حيوان سربريده واجب مىداند : 1 - تا حدّ امكان با آهن ذبح شود . 2 - روبه قبله ذبح شود . 3 - نام خدا بردن . 4 - نحر كرن ويژه كشتن شتر است و ذبح كردن براى جانوران ديگر . 5 - بريدن چهار رگ شاهرگ . 6 - حركت كردن جانور پس از ذبح يا نحر يا بيرون آمدن خون جهنده . 7 - ذبح كردن بدون فاصله ، پى در پى انجام گيرد .
شهيدين در ششمين مساله گويند :
جانور ، پس از ذبح يا نحر ، بايد جنبشى داشته باشد ، يا خون جهنده از آن بيرون آيد ، و اگر اين هر دو وجود نداشتند ، خوردن آن حرام است ، صحيحهء حلبى بر لزوم حركت ، دلالت دارد ، و روايت حسين بن مسلم بر لزوم خروج خون پس از ذبح . جماعتى از فقها گفتهاند : اين هر دو امر ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه : ج 16 ، ص 262 .
( 2 ) ابو زكريا يحيىبن احمدبن يحيى ابن حسن بن سعيد هذلى ، عالمى با فضيلت ، و فقيهى پرهيزگار ، واديبى متبحّر در نحو ، معروف به شيخ نجيبالدين پسر عموى محقّق حلّى ، و سبط محمّدبن ادريس صاحب سرائر است . شيخ نجيب را كتابهائى است از جمله كتاب الجامع ( للشرايع ) و نزهة الناظر به سال 601 ه متولّد شد و به سال 689 وفات كرد و قبر او در حلّه است ( حاشيه شرح لمعه كلانتر ) .
( 3 ) شرح لمعه ، به تصحيح كلانتر ، ج 7 ، ص 223 .