تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
حكم مسأله را بيان داشتم ، آن زن براى شست و شوى خود ، مشك را برداشت ، و با همان دست نجس ، سر مشك را باز كرد . و آب را به دست خود ريخت تا بشويد . آنگاه آيت اللَّه چنين ادامه داده است : من از ايلات صحرانشين ، و قبايل بدوى ، دربارهء طهارت و نجاست داستان‌ها دارم كه اين مختصر را جاى ذكر آنها نيست . 4 - دليل ديگر ، كوچه‌ها و گذرگاه‌هاى شهرها در زمان‌هاى گذشته به هنگام بارندگى پُر از گل و لاى بودند ، و اين در حالى بود كه مىديديم كودكان گاه بى گاه در آن كوچه‌ها ادرار مىكردند و سگ‌هاى ولگردى را مىديديم كه به هر گوشه و كنار آن راه‌ها پرسه مىزدند . و اين سو و آن سو مىرفتند ، و بارها مىديديم كه خاك و گل كوچه با مدفوع سگ‌ها نجس گرديده است . ما با كفش‌هاى خود از آنجا مىگذشتيم ، و به مساجد و مشاهد مىرفتيم ، و گل‌هاى نجس را به آن مكان‌ها منتقل مىكرديم و لباس‌ها و گاه تن و بدن ما به آن گل‌ها آلوده شده بودند ، و رطوبت نجس اغلب به درون كفش‌هاى ما سرايت كرده بود ، و پاهاى ما را نجس گردانيده بود ، و بدين گونه ، به قول مشهور تمام آن چيزها كه در دسترس ما بودند از امكنه‌اى كه به آنجاها رفت و آمد داشتيم ، و اثاثهء خانه و ساير اشياء ، همه محكوم به نجاست بودند . « 1 » فقيه بزرگ ، حاج آقا رضا همدانى در كتاب خود مصباح الفقيه در بحث طهارت و نجاست گويد : اگر متنجّس ، منجّس باشد ، آنچه در دست مسلمين است در همهء بازارها و فروشگاه‌هاى آنان بايد حتماً نجس باشد ، و اگر تكليف ما دورى كردن از اين نجس‌ها باشد ، خروج از عهدهء تكليف ، و فرمانبردارى از اين حكم ، غير ممكن است . در اين قضيّه كه مشتمل است بر مقدّم ، وتالى ، تالى مسلّماً باطل است ، يعنى نمىتوان همه را نجس دانست ، چرا كه عقل و نقل ، منكر آن هستند ، پس مقدّم نيز باطل خواهد بود ، يعنى متنجّس ، منجّس نيست .
هامش
( 1 ) الفيض ، چاپ اوّل ، از آيت اللَّه العظمى فيض ، ص 117 تا 119 .