سپس فيض به سخنان خود چنين ادامه مىدهد :
بلى ، اين را مىتوان گفت كه حلال كردن ائمّه ، اختصاص به حقّ خود آنان يعنى سهم امام پيدا مىكند و حقوق ساير اصناف يعنى يتيم و مسكين و ابن سبيل به قوّت خود باقى است ، و در اين نيز نكتهاى است كه بعداً بدان اشاره خواهد شد « 1 » و خلاصه آن اين است كه خمس ارباح مكاسب همهاش از ائمّه عليهم السلام است ، مگر آنكه گفته شود معنى اين جمله كه خمس مال ائمّه است اين است كه آنان حق دارند در زمان حضور خود در آن تصرّف كنند و آن را به هر كه خواهند و هر گونه صلاح بدانند بدهند نه غير آنان و در اين صورت مثلًا در مثل زمان ما فقط سهم امام عليه السلام ساقط مىشود نه سهام بقيهء اصناف و به هر حال اين مسأله از متشابهات است و علم آن نزد خدا است .
ملّامحسن فيض در مفتاح 260 مفاتيح الشرايع « 2 » در بحثى تحت عنوان سقوط سهم امام عليه السلام در حال غيبت گويد :
آيا وجوب خمس در حال غيبت امام عليه السلام ساقط است ؟ به خاطر اجازهاى كه دادهاند . يا واجب است نگهدارى خمس و سپس وصيّت كردن به آن ( و سپردن آن به ورّاث صالح ) تا زمانى كه امام حضور پيدا كند ، وآنگاه آن را به امام عليه السلام تحويل دهند ؟ زيرا خمس ، حقّ اوست و بايد حتّى الامكان به دست خود او برسد ، و يا خمس را بايد زير خاك پنهان كرد ، زيرا وقتى امام عليه السلام قيام كرد خداوند او را به گنجها ( ى مشتمل بر خمس ) راهنمائى مىكند ؟ چنان كه در خبر آمده است يا نصف خمس به مستحقّين آن داده مىشود و آنچه مختص به امام عليه السلام است نگهدارى مىشود يا به صورت وصيّت ، يا پنهان كردن زير خاك ؟ يا همهء خمس به مستحقّين موجود پرداخته مىشود ؟ اقوالى است كه هر يك از آنها طرفدارانى دارد ، و نزد
هامش
( 1 ) ملّامحسن فيض در مفاتيح الشرايع : ج 1 ، ص 228 اين مسأله را توضيح بيشترى داده و گويد بعضى ازروايات به اين نكته اشعار دارد كه خُمس همهاش از امام عليه السلام است .
( 2 ) ج 1 ، ص 229 .