هدايت خوانده ، متروك و مهجور افتاده است . لذا مصمّم مىشود كه كتابى در زنده كردن مجدّد علوم دين بنگارد . ما حصل اين امر كتاب احياء علوم الدين است .
اين اثر چه در دوران غزالى و چه پس از آن در ميان دانشمندان كشورهاى اسلامى رواج يافت . تلخيصهاى چندگانهاى كه دانشوران نامور مسلمان از آن كردهاند ، يا شرح و تفسيرهاى فراوانى كه بر آن نوشتهاند همه حاكى از بزرگى وعظمت كار سترگ فخر رازى است . هر چند بر آن خردهگيريها و اشكالاتى از سوى بزرگان وارد شده ، امّا از بزرگى و رواج آن هرگز كاسته نشده است . فيض كاشانى بر آن شد تا احياء علوم الدين را بار ديگر احياء و يا تهذيب كند و با آراى كلامى و روايات مأثور شيعى بياميزد و آن را از اعتقادات معارض بپيرايد ، و آن را در جامهاى نو ، در خور جامعهء شيعى فراهم آورد ، لذا پس از اتمام كار ، آن را المحجّة البيضاء فى تهذيب الاحياء ناميد و تهذيبى از آن اثر بزرگ را به شيعيان عرضه كرد .
فيض در مقدمهء المحجّة در سبب احياء اين اثر چنين مىگويد :
پس ، از خداوند سبحان در آنچه به انجامش مايلم ، درخواست خير و خوبى مىكنم و آن نگاشتن كتابى است در تهذيب كتاب احياء علوم الدين كه از نوشتههاى ابو حامد محمّد غزالى طوسى است . اين كتاب در همه اقطار مانند خورشيد در نيمروز مشهور و شناخته شده است و مشتمل بر علوم دينى مهمى است كه براى جهان آخرت سودمند مىباشد و پاىبندى به آنها مىتواند مايهء رستگارى و رسيدن به درجات عالى اخروى شود ، افزون بر اينها از حسن بيان و شيوايى نگارش و زيبايى ترتيب وتدوين برخوردار است ، امّا چون غزالى به هنگام تأليف آن بر مذهب عامّه بوده و هنوز شيعه نشده ، و اين سعادت را خداوند در اواخر عمر به او ارزانى داشته است - چنان كه آن را در كتاب سرّ العالمين اظهار كرده و ابنجوزى اين امر را گواهى داده است - به همين سبب يكى از اركان مهم ايمان را فرو گذاشته و آن را در اين كتاب ذكر نكرده است . اين ركن اساسى عبارت از شناخت امامان معصوم - عليهم السلام - است كه پيامبر خدا تمسّك به آنها و قرآن را سفارش فرموده است . و نيز بسيارى از مطالب آن بويژه آنچه در بخش عبادات آمده مبتنى بر اصول نادرست عامّه و از بدعتها وساختههاى فاسد فرقه گرايان و هواپرستان است .
همچنين بيشتر اخبارى كه در آن كتاب نقل شده به كسانى اسناد داده شده كه
كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢٦١