تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
فيض در اين رساله ديدگاههاى خود را در بارهء اختلاف فكرى مهمى كه در جامعه دينى آن روزِ ايران بوده بيان مىكند . اين اختلاف ميان اهل ظاهر و باطن بوده ، آنها با نگاشتن كتابها و رساله‌هايى چند عليه يكديگر تبليغ مىكردند تا جايى كه اين منازعات در كوى و بازار و سر منبرِ ادامه مىيابد و گروهى از اين آشفته بازار منفعت طلبى مىكنند . فيض مىكوشد تا عيوب اين دو دسته را بيان كند و در عين تاييد عرفان ، حركات زشت و بى مايه صوفيه و كارهاى نادرست آنها را در عبادت سازى بيان نمايد . وى در اين رساله به اين نكات اشارات مىدهد . هرگاه از طايفه‌اى كه منسوب به فرقه‌اى از اهل حق باشند ، حركاتى چند ناپسنديده مشاهده شود ، نبايد همه آن فرقه را به بدى منسوب ساخت چه در هر فرقه خوب و بد مىباشد ، خصوصاً اين دو فرقه كه اكثر افراد از ايشان نيستند بلكه خود را به ايشان شبيه ساخته‌اند ، تا معزّز باشند و مال و جاه بيابند ، اگر كسى به ديده بصيرت نظر كند مىبيند كه اكثر قصد قربت در تحصيل كمال ندارند ، قومى به مزخرفاتى كه آموخته‌اند خود را كامل مىدانند ، بلكه از علما مىشمرند ، از عقايد ايمانى و اركانى دينى به اسمى ورسمى قناعت كرده و با اين حال گاهى در صدد طعن يكديگر برمىآيند ، و گاهى ديگران را هدف تير طعن مىنمايند و زهر قهر بر جراحت سينهء مجروحان مىباشند . . . و بايد دانست كه امور شنيعه كه از جهّال اين دو طايفه صادر مىشود بسيار است ، ليكن هيچ كدام به حدّى نمىرسد كه موجب تكفير و جواز لعن شود ، بلكه هر دو بر ايمان خود باقىاند ، و غيبت ايشان جايز نيست مگر در فسقى كه تظاهر به آن كنند . مؤلّف براى اثبات ادعاى خويش ، احاديثى از كتاب كافى نقل مىكند و در خاتمه براى تعيين راههاى سلوك به كتابهاى ديگرش چون زاد السالك ، ترجمة الشريعة و الفت نامه حوالت مىدهد . كشف الاستار 203 / 3 ؛ الذريعه 135 / 20 ؛ ده رساله 97 . آغاز / بسمله . . . اما بعد : سؤالى چند كرده بودند ومحاكمه خواسته بودند ، ميان دو فرقه از اهل اسلام ، يكى منسوب به علم ومعرفت . . .