تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
د ) نسخهء شماره 2473 ف كتابخانه مجلس كه تنها شامل قصايد است و احتمالًا مربوط به عصر مؤلّف است و قصيده‌اى به سال 1111 به آن افزوده‌اند . ذ ) چندين مجموعه كه برخى از آنها قابل اعتناست . در مورد نسخهء اساس ( اصلى ) هرگز نمىتوان ادعا كرد كه نسخهء بدون آغاز و انجام آقاى فيضى به دليل كهنگى ، نسخهء مؤلّف باشد . خود نسخه هم هيچ تصريحى به اين نكته ندارد و مصحِّح محترم بدون قرينه و دليل نسخهء اساس را انتخاب كرده كه خود خبطى فاحش در علم تصحيح متون است . بنابر تصريح خود فيض ، گلزار قدس نامى است كه او بر مجموعه‌اى از غزليات ، رباعيات وقصايد خود مىنهد . وى با نگارش ديباچه‌اى در آغاز اين اشعار بنا به رسم معهود پيشينيان ، آراستگى آن را دو چندان مىكند . مصحِّح فاضل به هنگام تصحيح تصوّر نموده‌اند اين ديباچه رسالهء مستقلى است با نام گلزار قدس ( ديوان فيض . ص 193 ) . اين سهو را مرحوم محمّد مشكوة نيز در مقدمهء جلد دوم المحجّة البيضاء مرتكب شده‌اند ( ص 35 ) . كلام ملّا محسن در ديباچه به صراحت اين مطلب را روشن و واضح مىسازد : امّا بعد چنين گويد مؤلّف اين كلمات و ناظم اين ابيات محسن بن مرتضى الملقب به فيض افاض اللَّه عليه ذوارف المعارف كه در اوان صبا كه هنوز طبع لطيف به تكرار لغت مىفرسودم وعمر شريف در ضبط قواعد نحو صرف مىنمودم ، رغبت تمام به اشعار و ابيات اهل معرفت ومحبت مىداشتم . . . پس آن سخنان منظوم را فراهم آورده در صحيفه [ اى ] ترتيب دادم تا متعطشان به وادى طلب كه به واسطه تراكم حجب ظلمانى در فيافى جهان سرگردان مانده باشند به دستيارى اين كلمات شور انگيز و آن اشعار مهر آميز كمند شوق در گردن جان انداخته ، خود را از مهاوى خذلان بيرون كشند و از آن مىها جرعه‌ها بچشند . . . و از آنچه معلوم مىشود كه اشعارى كه در اين كتاب مذكور است از قبيل شعرى نيست كه در شرع رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - آن را مذمّت كرده‌اند و باطل شمرده ، بلكه از قبيل دعا ومناجات است و ما هر يك از الفاظ مجازيه متداوله اهل معرفت را كه به منزله اصول است نسبت به ديگرها با بعضى از متعلّقان آن بيان كنيم كه اشاره به كدام معناست از
كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 247 | محسن ناجي نصرآبادى