معانى حقيقت تا كسى را كه آشنا به اصطلاح قوم نباشد فى الجمله آشنايى به معانى ابيات اين كتاب از اين راه حاصل گردد . . . والحمد للَّهتمام شد ديباچهء گلزار قدس .
مصحِّح پس از اين ديباچه ، " ختام ديباچه از نسخهء عصر مؤلّف " را مىآورد كه در هيچ يك از نسخ معتبر در دست مصحِّح اين ختام نيامده است . با تأمّل اندكى مىتوان دريافت كه اين ختام ، همان رسالهء مشواق فيض است كه مؤلّف در آن به معانى اصطلاحات عرفا مىپردازد . اصطلاحاتى چون رخ ، زلف ، خال ، خط ، چشم و . . . ( - مشواق ) .
پس از ديباچه وختام ، مصحِّح مثنوى آب زلال فيض را مىآورد كه اثرى جدا از گلزار قدس است و آن را بر اساس يك نسخه خطى ارائه مىدهد در صورتى كه از اين مثنوى نسخههاى متعددى موجود است ( - آب زلال ) و به دنبال آن قصايد متفرقهاى را كه در نسخه شمارهء 2473 مجلس شورا وجُنگهاى پراكنده آمده ، جمع آورى ودرج مىنمايد .
آنگاه مجموعه رباعيات را از نسخهء اصلى و ملى ( كتابتِ ابن ركنالدّين ) مىآورد و در پايان جلد اول كتاب ، ترقيمهء ابن ركنالدّين را ذكر مىكند . آوردن ترقيمه در اين قسمت به اين مفهوم است كه در تصحيحِ اثر ، آقاى فيضى دو نسخهء معتبر عقيل الدين ونسخهء تملّك خود را پاره پاره نمودهاند و هر پاره را در قسمتى از سه مجلد تصحيح خويش آوردهاند . از نسخه عقيل در جلد اول تنها به آوردن سه پاره بسنده شده است : الف ) ديباچه ب ) رباعيات ج ) ترقيمه .
بررسى روش مؤلّف در تصحيح كتاب بحث فراوانى مىطلبد كه از آن مىگذريم . و به يكى از ويژگيهاى مهم نسخهء عقيل الدين حسينى مىپردازيم :
در حاشيه برخى از اشعار با قلمى ديگر كلمه جمال ، جلال ، عشق و حق توسط كاتب نوشته شده ومصحِّح به چند و چونى و چرايى آن توجّه نمىكند و در نمىيابد كه در نسخهاى كه فردى دانشى چون ابن سيد ركنالدين مسعود عقيلالدين حسينى كه از فضلا و خوشنويسان عصر مؤلّف در كاشان محسوب مىشود ، هيچ نكتهاى بدون دليل و علّت نگاشته نمىشود . اين كلمات در بعضى از صفحات نسخهء اساس ( اصلى ) مصحِّح نيز آمده است . با تأمّل در اين كلمات و با توجّه به تقسيم بندى فيض در فهرست آثارش
كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٢٤٨