تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
و دوزخ جاى خوارى و انتقام است از اهل كفر و عصيان ، و هرگز نميرند تا خلاص شوند ، و ساعتى عذاب ايشان تخفيف نيابد تا بياسايند ؛
« لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها »
« 1 »
.
نه ايشان را خواب و راحت رساند « 2 » و نه آب به گلوى ايشان رسد مگر حميم و غساق ؛
« لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً »
« 3 » . حميم آبى است كه چون به نزديك روى آورند گوشت‌هاى روى در آن ريزد و چون بياشامند روده‌هاى ايشان پاره پاره گردد . و غساق ريمى « 4 » است كه از ريش‌هاى « 5 » دوزخيان سيلان كند يا اشك‌ها كه از حسرت بارند يا زمهرير « 6 » كه به آن معذّب گردند . اگر طعام طلبند ، ايشان را زقّوم دهند ؛ مثل مس و روى گداخته كه بجوشد در شكم‌ها مثل جوشيدن آب گرم كه احشا « 7 » را بگدازد ؛
« إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ »
« 8 »
.
و اگر به زارى آب بخواهند « 9 » ، ايشان را نيز آبى چنين دهند ؛
« وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « خ » و « ق » : « اجل ايشان نمىرسد تا بميرند و سبك نمىشود از ايشان بعضى از عذاب آن » . فاطر ، آيهء 36 . ( 2 ) . نسخهء « ق » و « ث » و « خ » : « نه خواب ايشان را راحت رساند » . ( 3 ) . هرگز در آن‌جا هيچ هواى خنك و شراب ( طهور ) نياشامند ، مگر آبى پليد و سوزان كه حميم و غسّاق جهنم است به آن‌ها دهند ؛ سورهء نبأ ، آيهء 24 و 25 . ( 4 ) . چرك ، كثافت ، چركى كه از زخم بيرون بيايد . ( 5 ) . زخم ، جراحت . ( 6 ) . سرماى سخت ، شدت سرما . ( 7 ) . اعضاء درون بدن . نسخهء « ق » و « خ » : « اعضا » . ( 8 ) . همانا درخت زقّوم جهنّم ، قوت و غذاى بدكاران است ، كه آن غذا در شكم‌هاشان چون مس گداخته در آتش مىجوشد ، آن سان كه آب به روى آتش جوشان است ؛ سورهء دخان ، آيهء 43 تا 46 . ( 9 ) . نسخهء « م » و « ث » : « خواهند » .