مُرْتَفَقاً »
« 1 »
.
و شرحِ مار و عقرب و زبانيهء « 2 » غِلاظ « 3 » و شِداد « 4 » و سائر آلام دوزخ را از محل ديگر طلبند كه اين رساله گنجايش ذكر آنها ندارد .
پس در دوزخ « 5 » فرياد كنند از جاى دور كه : بار خدايا ! ما را از اين جا بيرون كن ، پس اگر ديگر بدى كنيم « 6 » هر آينه ستمكار خواهيم بود ؛
« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ »
« 7 »
.
كسى ايشان را جواب نگويد و اگر بعد از مدتها جواب گويند چنين گويند كه : بس كنيد و حرف مزنيد ؛
« اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ »
« 8 » .
و فرياد برآورند كه : اى مالك ! از خداى عز و جل در خواه كه ما را بميراند .
مالك گويد كه : شما هميشه چنين خواهيد بود ؛
« وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ »
« 9 »
.
و دوزخ را هفت « در » است . به ازاى هر درى جماعتى مخصوص باشند كه از آن « در » داخل شوند .
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « خ » و « ق » : « و اگر فرياد كنند و آب خواهند به فرياد ايشان مىرسند به آبى مثل مس گداخته كه بريان كند روىها را بد شرابى است شراب ايشان و بد جايگاهى است جايگاه ايشان » . سوره كهف ، آيهء 29 .
( 2 ) . نگهبانان دوزخ ، فرشتگان شكنجه .
( 3 ) . نسخهء « م » : « با غلاظ » .
( 4 ) . سخت و درشت ، فرشتگان سخت و درشتخو و سنگدل .
( 5 ) . در نسخهء « م » و « ث » ، « پس در دوزخ » نيامده است .
( 6 ) . نسخهء « م » و « ث » : « پس اگر بدى كنيم » .
( 7 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « اى پروردگار ما ، ما را بيرون كن از اين جا پس اگر عود كنيم در بدن پس به درستى كه ما ستمكار خواهيم بود » . مؤمنون ، آيهء 107 .
( 8 ) . دور شويد و به دوزخ درآييد و با من لب از سخن فروبنديد ؛ سورهء مؤمنون ، آيهء 108 .
( 9 ) . و ( آن دوزخيان ، مالك دوزخ را ) ندا كنند كه اى مالك ، از خداى خود بخواه كه ما را بميراند ( تا از عذاب برهيم ) . جواب دهد : شما ( در اين عذاب ) هميشه خواهيد بود ؛ سورهء زخرف ، آيهء 77 .