مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد
از غم هجر مكن ناله و فرياد كه من * زدهام فالى و فريادرسى مىآيد
كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست * اين قدر هست كه بانگ جرسى مىآيد
حقتعالى ادراك خدمت آن حضرت را نصيب ما و سائر اخوان گرداند « بِالنَّبِيِّ وَ آلِهِ الْأَمْجَاد « 1 » » .
سؤال : اگر سائلى گويد كه آن حضرت اگر امام زمان و صاحب عصر و خليفهء حق و وصىّ پيغمبر « 2 » است و از براى اين امر منصوب است از جانب حق ، پس چرا در اين مدت مديد ظاهر نشد و نمىشود و خلايق را دعوت به حق نمىنمايد و سائر لوازم اين امر را به فعل نمىآورد ؟
و نيز اگر سائر ائمهء معصومين عليهم السلام خلفاى حق و اوصياى پيغمبر بودهاند ، پس چرا اين امر « 3 » را اظهار نمىفرمودند و از مخالفين « 4 » تقيّه مىنمودند و امر خود را پنهان مىداشتند و عَلَم خلافت و امامت نمىافراشتند ؟
و نيز اگر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام وصىّ و خليفهء بلافصل حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود به نصّ آن حضرت ، پس چرا صحابهء آن حضرت « 5 » او را از اين امر تمكين نكردند و در ابتدا او را به جاى پيغمبر ننشانيدند و اطاعت او ننمودند و ديگران را بر او تقديم فرمودند ؟
هامش
( 1 ) . جمع ماجد و مجيد ، بزرگوار ، گرامى ، شريف .
( 2 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « خليفهء حق پيغمبر » .
( 3 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « امور » .
( 4 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « مخالفان » .
( 5 ) . نسخهء « م » و « ث » : « صحابهء پيغمبر » .