هزار نقش بر آيد ز كلك صنع و يكى * به دلپذيرى نقش نگار « 1 » ما نرسد
هزار نقد به بازار كاينات آرند * يكى به سكّهء صاحب عيار « 2 » ما نرسد
و معجزات او از براى خواص ، قرآن مجيد و جوامع كلم است كه بر قراطيس « 3 » مكتوب و در دفاتر مزبور « 4 » است ، و به جهت عوام ، خوارق عادات ، مثل شقّ قمر و اشباع « 5 » خلق كثير از طعام قليل و گويا گردانيدن سنگريزه و غير آن كه در كتب معتبره مذكور است - با آنكه نور نبوت از مكارم اخلاق و محاسن اطوار « 6 » و اوضاع آن حضرت در غايت ظهور است و طبايع سليمه ، بر دين او مجبول و مفطور .
ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد * دل رميدهء ما را انيس و مونس شد
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسأله آموز صد مدرّس شد
درِ پنجم : در وصايت و امامت
شخصى كه قابل حمل وحى و اعباى « 7 » رسالت باشد بسيار نادر است
هامش
( 1 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « نقش و نگار » .
( 2 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « كامل عيار » .
( 3 ) . جمع قرطاس ، كاغذ .
( 4 ) . نوشته شده .
( 5 ) . سير كردن .
( 6 ) . جمع طور ، حال ، هيئت .
( 7 ) . جمع عِبء ، بار ، سنگينى .