محكم تمام ، شامل خاص و عام .
و لهذا حق - عزَّ و علا - اوّل خليفه آفريد و وحى و شرع مقرّر گردانيد ، بعد از آن ، خلقِ خليقه « 1 » فرمود ؛
« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 2 »
.
و هميشه در بنى آدم ، رسل و نبييّن با كتب و براهين پى در پى فرستاد ؛
« ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا »
« 3 » . و ايشان سعىها نمودند و خلايق را راهنمايى فرمودند و از ايشان تكذيبها شنيدند و آزارها كشيدند .
تا آخر منتهى شد به بهتر و مهتر « 4 » ايشان و سرور صاحبكيشان « 5 » ، بلكه زبدهء « 6 » كاينات و خلاصهء موجودات ، حامل لواى موعود و مبعوث به مقام محمود ، صاحب حوض و شفاعت و وسيله « 7 » و تاج و راكب بُراق به مقام
« دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
« 8 » در معراج ، محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم كه به او نبوّت ختم گرديد و رسالت به آخر انجاميد و قيامت بر « 9 » قامت او قائم شد و امر ساعت به امّت مرحومهء او تمام گشت .
و در جاه و عزت ، به جايى رسيد كهاولواالعزم كه خليل و نوح و كليم و روحاند - عليه و عليهم السلام - آرزوى لقاى او و در آمدن تحت لواى
هامش
( 1 ) . آنچه خدا آفريده .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « وقتى كه گفت پروردگار تو فرشتگان را : به درستى كه من مىگردانم در زمين جانشينى » . بقره ، آيهء 30 .
( 3 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « پس فرستاديم رسولان خود را پى در پى » . مؤمنون ، آيهء 44 .
( 4 ) . بزرگتر ، رئيس و سردار قوم .
( 5 ) . جمع كيش ، دين ، آيين ، مذهب .
( 6 ) . خلاصه و پسنديده و برگزيده از چيزى .
( 7 ) . نسخهء « م » و « ث » : « وسيلت » .
( 8 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « نزديك شد پس سر فرود آورد پس مسافت ميان ايشان مقدار دو كمان باشد يا كمتر » . نجم ، آيهء 8 و 9 .
( 9 ) . نسخهء « م » : « به » .