تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
در هر چيزى نشانى از تو * وانگاه تو بىنشان كجايى در هيچ مكان نه‌اى و بى تو * نا ديده كسى مكان كجايى
و چون كمال هر كاملى پرتوى از كمال اوست و جمال هر جميلى رشحه‌اى از جمال او ؛ چه دانايان را او دانايى آموخته ، و توانايان را او توانايى بخشيده ، و بينايان را او بينايى داده ، و شنوايان را او شنوايى داده ، و گويايان را او گويايى كرامت فرموده « 1 » ، و زندگان را او زندگى موهبت فرموده ، و خواهندگان را او خواهندگى اعطا كرده ، همهء كمال‌ها از اوست و او به ذات خود كامل است ، بلكه كمال اوست كه همه را شامل است ؛
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ »
« 2 »
.
جز به علم او نداند ذات او را هر عليم * جز به نور او نبيند صنع او را هر خبير
* * *
همه من بينم و بينندهء بىديده و چشمم « 3 » * همه من گويم گويندهء بىكام و زبانم
همه چيز نزد علم و قدرت و سمع و بصر او يكسان است ؛ چرا كه با احاطه به جميع اجزاى زمان و مكان بيرون از زمان و مكان است . زودى و ديرى ، و نزديكى و دورى ، و بلندى و پستى ، و آسانى و دشوارى ، نسبت به او نيست . خواهى بلند گو ، و خواهى آهسته حرف زن ، در دل بگذران ، يا بر زبان بران ، همه در پيش شنيدن او يكى است ، خواه در بيخ چاه باش و خواه بر سر راه ، در تاريكى يا روشنايى ، به روز يا
هامش
( 1 ) . نسخهء « م » و « ث » : « نموده » . ( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « و اوست كه غالب است بالاى سر بندگان خود ، و اوست راست گفتار و درست كردار ، خبردار نهان و آشكار » . انعام ، آيهء 18 . ( 3 ) . نسخهء « م » : « بىديدن چشمم » .
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 59 | توحيدى / الفيض الكاشاني / مسيح