« إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ، وَ هُوَ عَلَى مَا يَشَاءُ قَديِرٌ » « 1 » .
هر چه حق بهر بندگان آراست * آرزو آنچنان نداند خواست
كردنى آنچه در جهان شايد * كردهاى آنچنان كه مىبايد
از تو رونق گرفته كار جهان * كه تويى آفريدگار جهان
نقش زيبا به لوح خاك از توست * دل دانا و جان پاك از توست
راه خير و شر نموده و قدرت بر هر دو « 2 » كرامت فرموده كه
« وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ »
« 3 » . پس اگر بنده به راه خير رود خداى را شكر بايدش كرد بر هدايت و اعطاى قدرت ، و اگر به راه شرّ رود نفس خودش را مذمّت بايد كرد بر مخالفت و جرأت . سخن خداى مثل سخن طبيب است ؛ هر كه شنيد صحّت يافت و هر كه نشنيد مريض ماند ؛ و او از صحت و مرض فارغ ؛
« إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
« 4 »
.
ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنى است * به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را
درِ چهارم : در نبوت و رسالت
چون حقتعالى را نمىتوان ديد و به ادراك حواس به او نمىتوان رسيد و [ همه كس را قرب منزلت و لياقت مكالمت با او ميسّر نيست
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « آيه نيست ، مضمون اين است : به درستى كه او به همه بينا است ، و او بر هر چه خواهد تواناست » .
( 2 ) . نسخهء « م » : « قدرت هر دو » .
( 3 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « راه نمودهايم آدمى را ، راه خير و راه شرّ » . بلد ، آيهء 10 .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « مضمون اين است كه به درستى كه حقتعالى بى نياز است از جهانيان » . عنكبوت ، آيهء 6 .