خود وا مىگيرند و مىدهند و اگر چه خود احتياج به آن داشته باشند .
و در حديث آمده : « السَّخِيُّ الْحَسَنُ الْخُلُقِ فِي كَنَفِ اللَّهِ لَايَسْتَخْلِي اللَّهُ مِنْهُ حَتَّى يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ . وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَاوَصِيّاً إِلَّا سَخِيّاً ، وَ لَاكَانَ أَحَدٌ مِنَ الصَّالِحِينَ إِلَّا سَخِيّاً ، وَ مَا زَالَ أَبِي يُوصِينِي بِالسَّخَاءِ حَتَّى مَضَى » « 1 » ؛ يعنى سخىِ خوش خو در پناه حقتعالى است ، او را وا نمىگذارد خداى تا داخل بهشت كند . و نفرستاده است حقتعالى هيچ نبى و نه وصى الّا آنكه سخى بودهاند و نبوده هيچ كسى از اهل صلاح الّا آنكه سخى بوده . و پدر ، مرا هميشه وصيت به سخا مىكرد « 2 » تا گذشت .
و در حديث ديگر آمده كه « سخى نزديك است به خدا و نزديك است به بهشت و نزديك است به مردمان و دور است از آتش دوزخ ، و بخيل دور است از خدا و دور است از بهشت و دور است از مردمان و نزديك است به آتش دوزخ » « 3 » .
دوازدهم ، زهد :
يعنى دل نبستن در دنيا و مهيّا بودن براى عقبى به طوع « 4 » و رغبت . و زهد با بسيارىِ مال و جاه « 5 » جمع مىشود . بزرگى را گفتند : تو دعوى زهد مىكنى و چندين طويله اسب و استر دارى ؟
گفت : من ميخ طويله در گِل زدهام نه در دل .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 39 ، ح 4 ؛ وسائلالشيعه ، ج 21 ، ص 544 ، ح 27820 .
( 2 ) . نسخهء « ق » : « هميشه به سخاوت وصيت مىكرد » .
( 3 ) . امام رضا عليه السلام : « السَّخِيُّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ بَعِيدٌ مِنَ النَّارِ ، وَ الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ الْجَنَّةِ بَعِيدٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ النَّارِ » ( جامعالأخبار ، ص 112 ؛ بحارالأنوار ، ج 68 ، ص 356 ، ح 18 ) .
( 4 ) . فرمانبردارى .
( 5 ) . قدر و شرف .