يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الزُّنَاةِ » « 1 » ؛ يعنى هر كه بهتان كند مؤمنى يا مؤمنهاى را به چيزى كه در او نباشد ، برانگيزاند حقتعالى او را روز قيامت در طينت « خَبال » تا آنكه بيرون آيد از آنچه گفته باشد . پرسيدم كه طينت خبال چيست ؟ فرمود : چركى است كه بيرون مىآيد از فرجهاى زانيان .
عقاب رسواكنندهء مؤمن
در حديث آمده : « مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً كَانَ كَمُبْتَدِئِهَا ، وَ مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْءٍ لَا يَمُوتُ حَتَّى يَرْكَبَهُ » « 2 » ؛ يعنى هر كه فاش كند گناهى را كه موجب رسوايى باشد از مؤمنى ، مثل آن كسى است كه آن گناه را خود كرده باشد ، و هر كه سرزنش كند مؤمنى را به عيبى ، نميرد تا آنكه خود ، آن را مرتكب شود .
عقاب رد حاجت مؤمن
در حديث آمده : « مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ فِي حَاجَةٍ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَلَمْ يَقْضِهَا لَهُ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ شُجَاعاً يَنْهَشُ إِبْهَامَهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَغْفُوراً لَهُ أَوْ مُعَذَّباً » « 3 » ؛ يعنى هر كه بيايد به نزد او برادر مؤمن به جهت حاجتى كه او قدرت داشته باشد بر قضاى آن حاجت ، پس قضا نكند آن را از براى او ، پس مسلط گرداند حقتعالى بر او مارى را كه ابهام « 4 » او را مىگزيده باشد در قبرش تا روز قيامت ، آمرزيده شود آخر يا معذّب گردد .
هامش
( 1 ) . ثوابالأعمال ، ص 240 ؛ كافى ، ج 2 ، ص 357 ، ح 5 ؛ بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 244 ، ح 5 . در كافى « الْمُومِسَات » به جاى « الزُّنَاة » آمده است .
( 2 ) . ثوابالأعمال ، ص 247 ؛ بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 215 ، ح 12 .
( 3 ) . ثوابالأعمال ، ص 248 ؛ بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 174 ، ح 5 .
( 4 ) . انگشت بزرگ انسان ، شست .