تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
خصوصاً در عشر « 1 » اواخر آن ، و شعر نخواندن در آن ؛ نه روز و نه شب ، مگر حكمتى و موعظه‌اى يا مناجاتى باشد .

درِ ششم : در ذكر خلل روزه و تلافى آن

هر كسى كه از روى فراموشى منافى روزه به فعل آورد ، بر او هيچ نيست و روزهء او درست است ؛ هر روزه كه باشد و هر منافى كه باشد . و همچنين كسى را كه به زور در حلق او كنند يا او را اكراه كنند بر منافى يا از روى تقيّه افطار كند يا ترسد كه هلاك شود اگر افطار نكند به شرط آن‌كه بر سَدّ رَمَق « 2 » اقتصار كند . و همچنين اگر او را « قى » بىاختيار آيد يا خواب بر او غلبه كند در شب ماه رمضان تا صبح شود و جُنُب باشد و كسى كه جاهل باشد به حكم . ليكن احتياط آن است كه آن كه تقيّه كرده يا بيم هلاكت داشته « 3 » يا جاهل بوده ، قضا كند . و هر كه تعمّد كرده باشد اكل يا شرب را يا نكاح يا استمنا را ، قضا مىكند اگر روزه واجب بوده باشد ، و كفاره نيز مىدهد اگر روزهء ماه رمضان يا نذر معيّن باشد . و در روزهء اعتكافِ واجب براى نكاح ، كفاره بايد ، نه به جهت مُفطر ديگر . و هر كه عمداً قى كند يا در ماه رمضان عمداً شب را به روز كند با جنابت ، قضا مىكند و كفاره نمىدهد مگر آن‌كه عزم بر ترك غسل داشته
هامش
( 1 ) . ده روز . ( 2 ) . بقيهء جان . مراد مقدارى از غذا است كه موجب حفظ جان و امان از هلاك شود . ( 3 ) . نسخهء « م » : « داشته باشد » .
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 332 | توحيدى / الفيض الكاشاني / مسيح