اگر به آب باران يا آب روان يا نم زمين حاصل شده باشد . و ده نيم مىدهد اگر به غير از اين پرورش يافته باشد ؛ مثل دولاب « 1 » و غير آن . و اگر گاه به اين و گاه به آن حاصل شده باشد اغلب را اعتبار كند . و اگر مساوى باشد چهار دانگ و نيم از ده يك مىدهد .
و اعتبار نصاب اين اجناس بعد از وضع « 2 » تخم و خراج سلطان و حِصهء « 3 » برزگر وشركا مىكند . و انگور و رطبى را كه مويز و خرما نمىكنند تخمين بايد كرد ؛ اگر مويز يا خرما كه شود به نصاب مىرسد واجب است زكات آن و الّا ساقط .
و تا وقت دادن زكات ، هر چه صاحب مال از اين اجناس صرف كند بايد كه مقدار زكات آن را معلوم خود سازد تا در وقت دادن زكات ، آن را به مستحق رساند . و اگر خواهد ، مجموع بر خود حرص « 4 » كند و ضامن حصهء مستحقين شود ، آنگاه هر چه خواهد تواند كرد .
درِ ششم : در مصرف زكات
مستحقينِ زكات هشت طايفهاند :
اول و دوم ، فقرا و مساكين ؛ يعنى آنان كه دَخل « 5 » ايشان به خرج ضرورى خود و عيال وفا نمىكند . و « 6 » اگر سؤال مىكند ، مسكين است و
هامش
( 1 ) . چرخِ چاه .
( 2 ) . كنار گذاشتن ، جدا كردن .
( 3 ) . نصيب . « فرهنگ عميد »
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » : « تخمين » .
( 5 ) . در آمد .
( 6 ) . در نسخهء « ق » ، « و » نيامده است .